X
تبلیغات
شــهر بــــن - شــهر مــــن
سلام ،

با دقت به اين عكس  نگاه كنيد معمايي در آن نهفته است و بعد مي توانيد در «ادامه مطلب» جواب معما را به همراه عكس هايي زيبا از سد دوم گرداب بن مشاهده نمائيد.




ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 | 9:45 | نویسنده : جعفرنادری بنی |
 

كيا اين شعر يادشونه ، این شعر یکی از لالايي های مادرم بود. لالايي هاي مادرم شعر را در درونم شكوفا كرد.

 

اُيانا قاچان توتون دور ، بويانا قاچان توتون دور ، آلباله دَنه بوتون دور

ساچاق بيچاقه كَسته ، بيچاق اليمه كَسته

ياقلوق ورین ياقليوم  ، باقلوق ورين باقليوم

باقلوق خورجين ايچينده ، خورجين دووه بوينينده ، دووه كاشان يولينده

كاشان يوله سراسر ، آهه ايچينده گزر

آهه لره حيلديم  ، اميربگه پيلديم

اميربگيم بگيده ، بوركه اوجه گوگوده

آروات آلده حياسوز ، اوغلان دوقده قولاغ سوز

آدونه قويده علم شا   ، علم شاه گتّه ساباشا

قانه توكولده آق داشا  ، آته باقلاده گوگ داشا

گوگ داشتان يوماق چيخده ، يوماق ايچيندن قيز چيخده

قيزه وؤرده آقلاته ، آلما ورده اويناتّه

آلماسونه يديلر ، جيجيل بيجيل دديلر

 



تاريخ : جمعه بیست و دوم فروردین 1393 | 12:33 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

عملكرد شهرداري قبلي شهر بن را در اين چندسال چگونه ارزيابي مي كنيد؟



پيام يك همشهري.


سلام

شهردار بن تعیین شده برادر و برای انجام تشریفات اداری معرفی شده.

آقای شهاب گزین زاده ، کارشناس حقوق، اهل روستای دیمه و کارمند شهرداری نجف آباد...
بررسی سوابق ایشون هم چندان خالی از لطف نیست...!!!
تا جایی که ما شنیدیم شهردار فعلی به دلیل عدم تعامل شورا استعفا داده.



احمدرضا دلیران فیروز


انتخاب شایسته جانباز سرافراز جناب آقای گزین زاده را به اهالی شهرستان شهیدپرور بن تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
آقای گزین زاده کارشناس حقوق و دانشجوی کارشناسی ارشد این رشته هستند
ایشان تا جایی که بنده اطلاع دارم تاکنون شهردار یزدانشهر و فکر کنم امیرآباد بوده اند و کارمند رسمی وزارت کشور هستند
مدت زیادی هم به عنوان مدیرحقوقی شهرداری نجف آباد مشغول خدمت بوده اند
ایشان فردی خوشنام و متدین و بسیار خوش فکر هستند
ایشان در سطح استان اصفهان و تهران نیز شناخته شده هستند
با آرزوی موفقیت برای ایشان

احمد رضا دلیران فیروز
عضو اصلی کمیته جوانان دفتر مشورتی مجمع تشخیص مصلحت نظام


برچسب‌ها: شهرداري شهر بن

تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 | 9:59 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

 

چشمه گرداب بن و رودخانه بن :

چشمه گرداب بن كه در طرف شرق  كوه افغان ( قوقان) درجايي  اكنون به كوه گرداب بن معروف است قراردارد.

 (كوه افغان كوهي با ارتفاع قابل توجه كه جزء منطقه حفاظت شده شيدا است و داراي گونه هاي جانوراي مختلف و گياهان دارويي است و در فصل بهار اين كوه با سر برآوردن لاله هاي واژگون زرد و قرمز و نارنجي جلوه تماشايي از خود به نمايش مي گذارد)

از شكاف سنگها و زير كوه گرداب آبي زلال جاري مي شود كه بسيار خنك  و گوراست كه آدم به سختي مي تواند جرئه اي از آن  بنوشد .

 در زمانهاي قديم چشمه گرداب بن  و ديگر ريزشگاه ها در مسير آن يكي از سرشاخه هاي اصلي رودخانه زاينده رود بوده است. آب اين چشمه سيراب كننده دشت اصفهان و نگين و صفا بخش پل خواجو و سي و سه پل اصفهان بوده است. كه رودخانه اي دائمي و هميشه جاري كه به «رودخانه بن» معروف بوده است. حوضه رود بن که 18 کیلومتر طول دارد، ارتفاع سرچشمه این رود 2300 متر، ارتفاع ریزشگاه آن 1900 متر و شیب متوسط آن 2/2 درصد است ،

كه در مسير چشمه گرداب بن تا رودخانه زاينده وجود دره اي عميق گواهي اين مدعاست.  كه آثاري از رودخانه نظير فسيل جانوران و حشرات آبزي در داخل اين دره مشاهده شده است. كه اكنون باغاتي چون چنينه (با چشمه هاي متعدد) ، قبرستان دره، سوق بولاق ( كه حوضچه پرورش ماهي در اين مزرعه وجوددارد) و درازدره ( با درختان گردو با قدمت چند صدساله) و .... در داخل اين دره قراردارند. كه وجود اين دره عميق نشان از آن دارد كه آب اين چشمه چقدر خروشان بوده است.افراد مسن و سالخورده شهربن مي گويند درزمان هاي قديم جانداري به نام «سگ آبي»در چشمه گرداب بن مشاهده مي شده است كه به مرور زمان با كاهش آب و تغيير شرايط قبلي اين چشمه ، ديگر آثاري از آنها باقي نمي ماند.

درمسير اين رودخانه كه از داخل شهر بن مي گذرد دو عدد پل تاريخي به نام هاي «پل حاج مهدي » و «پل الله يار» وجود دارد كه داراي قدمت تاريخي مي باشند و نگين انگشتري اين رودخانه گرديده اند.

هرساله با شروع فصل بارندگي ميزان قابل توجهي  آب به صورت سيلاب از دشت بن وارد «رودخانه بن» مي شود و از استان خارج مي گردد .كه لزوم احداث يك سد خاكي يا بتني را در مسير اين رودخانه مي طلبد كه آب هاي قابل توجهي كه در اين مسير جاري مي شود براي فصل هاي زراعي ذخيره و مهار گردد.

شايد بتوان گفت مهاجرت مردم آن زمان شهر بن از جوار امام زاده احمد(ع) « بابا پيراحمد(ع)»  واقع در ملك ملسجان بن به مكان فعلي وجود اين چشمه خروشان و در كنار آن دشت وسيع براي كشت و كار بوده است. كه از آب اين چشمه براي كشاورزي تا جايي كه آب هدايت مي شده است استفاده مي كرده اند . كه به علت كاهش آب اين چشمه  به مرور زمان زمين هاي زير كشت اين چشمه كم و كم مي شود.

تا حدود 40 سال پيش آب اين چشمه  سيراب كننده سه مزرعه بزرگ شهر بن به نام هاي ( قوزي و ميان جوب و كريز) بوده است كه آب اين چشمه تقسيم مي شده است و به  مزرعه و باغات ( قوزي) و به مزرعه و باغات ( ميان جوب ) و به مزرعه و باغات (كريز) هدايت مي شده است .

كه كم كم تا چند سال پيش فقط آب اين چشمه به مزرعه قوزي مي رسيده است . كه متأسفانه باز هم خشكسالي ادامه پيدا مي كند و اكنون فقط در سالهاي پرآبي و تا دو ماه اول سال آب اين چشمه به مزرعه قوزي مي رسد.

متأسفانه با روند كنوني و خشك شدن سرشاخه هاي اصلي زاينده رود  همچون چشمه خروشان گرداب بن، اين رودخانه( زاينده رود) به مرور زمان  با كاهش آب مواجه شده است . و در سال هاي اخير به وضعيت بحراني رسيده است .

پيشينه آبگير گرداب بن:

درزمان هاي دور با كاهش آب چشمة خروشان گرداب بن ، زمين اطراف  اين چشمه  به باتلاق  و چمن زار تبديل مي شود.كه كشاورزان آن زمان محصولات زراعي و خرمن هاي خود را در زمين فعلي گرداب بن روي چمن زار خرد مي كردند و دانه را از كاه جدا مي كردند.  چون  زمين چمن زار باعث مي شد كه دانه و كاه با خاك قاطي نگردد.و خرمن تميزي به دست آيد. و همچنين به علت وجود چراي مناسب در اين مكان براي چراي دامها استفاده مي شده است.

شهرداري وقت آن زمان اقدام به كندن وگود برداري اين زمين مي كند كه ارتفاع اين آبگير تا ده متر مي رسد. و پس از گذشت زمان به شكل كنوني در آمده است كه اكنون آب اين چشمه در اين آبگير جمع مي شود .

 بعدها  دوباره شهرداري شهر بن با همكاري جهاد سازندگي آبگير دوم اين چشمه را احداث كرد كه سرريز آبگير اول به آبگير دوم مي ريزد . كه شهرداري بن از آب آبگير دوم براي آبياري فضاي سبز اين مجموعه رفاهي ، تفريحي استفاده مي كند.

گرداب بن از میراث طبيعي و ملی است كه با شماره ثبت ۲۰۱۱ در فهرست آثار طبیعی و ملی کشور ثبت شده است

گرداب بن قدمگاه حضرت علي (ع):

بنا به گفته سينه به سينه مردم و بزرگان شهر بن گرداب بن قدمگاه و محل گذر امام علي (ع) بوده است و مردم اعتقاد خاصي به اين مكان دارند. كه آثاري از جاي سم اسب حضرت علي (ع) روي صخره هاي كوه گرداب قابل مشاهده است كه بخشي از آن در طرح توسعه گرداب تخريب و از بين رفته است.

 

چشمه گرداب بن و علم هاي روز عاشورا:

درشب عاشورا علم هاي برافراشته شده به چشمه گرداب بن برده مي شود وبه آب زده مي شود. (مردم عقيده دارند در زمانهاي قديم اين برنامه هر ساله برگزار مي شده يك سال در ماه محرم برف عظيمي مي بارد كه مردم نمي توانند شب عاشورا علم را به گرداب بن ببرند وقتي صبح مردم از خواب بيدار مي شود روي برف كشيده شدن علم ها را مي بينند و عقيده دارند علم ها خود كشان كشان روي برف به گرداب بن رفته اند ) مردم در شب عاشورا تاصبح در گرداب بن برنامه عزاي امام حسين (ع) برگزار مي كنند و صبح با طلوع آفتاب با زدن گل بر سر و سينه زنان همه با هم با علم هاي در دست  از طرف خيابان جانبازان به سوي داخل شهر رهسپار مي گردند . در مسير حركتشان در منزل چند سيد توقف مي كنند و عرض ادب و سلام مي دهند( مطالبي كه در اين رابطه خوانده مي شود مثل: سينه زنان آمديم آقا سلام عليك – ما گل زنان آمديم آقا سلام عليك – گريه كنان آمديم آقا سلام عليك) مانند منزل سيد اسدالله موسوي – منزل سيدهژبرمرتضوي  ودر پايان به جلوي درب سيد حاج آقامحمد مرتضوي مي رسند. مردم عقيده دارند تا زماني كه علم هاي محرم به چشمه گرداب بن زده مي شود اين چشمه هيچ گاه خشك نمي شود و به بركت اين علم ها و عزاي امام حسين (ع) آب اين چشمه هميشه جاري باقي مي ماند.

 

امكانات رفاهي و تفريحي گرداب بن:

مجتمع گردشگری گرداب بن  در سال 1389 از طرف هیئت دولت به عنوان منطقه نمونه گردشگری معرفی گردید.

در سالهاي اخير اقدامات خوبي براي رفاه مردم و مسافران در اطراف گرداب بن صورت گرفته است. جاده دسترسی مناسب ، نزدیکی به شهر ، نزدیکی به جایگاه CNG  و پمپ بنزین ، برخورداری از امکانات رفاهی ، وجود مكان هاي اسكان مسافر، آلاچیق و سكوی نشیمن، ، کمپ قایق رانی و گروه هاي قايق سواري موتوري و ركابي، كالسكه سواری ، پاركینگ، و مناظر طبیعی (تركیبی از كوه، آبگیر، چشمه سار و سایه سار درختان) از جمله مزیت های این کانون گردشگری می باشد.


 


برچسب‌ها: گرداب بن, آبگیر بن, دریاچه بن

تاريخ : جمعه پانزدهم فروردین 1393 | 17:20 | نویسنده : جعفرنادری بنی |
سوگواره يك مدينه غربت  كاري از هيئت يازينب (س) شهر بن



بقيه را در ادامه مطلب ببينيد...


برچسب‌ها: سوگواره يك مدينه غربت در شهر بن

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 | 17:48 | نویسنده : جعفرنادری بنی |
 عكس هاي زير مربوط به يك تكه سنگ هست كه اثري شبيه فسيل روي آن وجود دارد(كه برخي آن را شبيه ستاره دريايي مي دانند).

  براي كامل كردن يك تحقيق نياز هست بيشتر درمورد اين اثر بدانيم دوستان اگر مي توانند ما را ياري نمايند.

توضيح اينكه، اين اثر در جايي كه قبلاً مسير آب فراوان ، مانند يك رودخانه بوده ، پيداشده است.



باتشكر از رضا نادري بني



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و چهارم اسفند 1392 | 19:28 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

زماني كه بخش هاي بن و سامان به شهرستان ارتقاء پيدا كردند به علت كم بودن وسعت شهرستان سامان قسمتي از املاك شهرستان بن در تقسيمات كشوري جزء شهرستان سامان گرديد، كه با اعتراض مردم شهرستان بن مواجه گرديد و هنوز هم اين اعتراض ها ادامه دارد. ولي مسئولين استاني و شهرستاني هيچگاه پيگير اين مسئله نشده اند و اكنون ميراث گرانبهاي اين شهرستان به راحتي به نام شهرستان سامان قلمداد مي گردد . ميراثي كه اولين سكونتگاه اجداد ما بوده است و هنوز هم آثاري فراواني در سينه خود نهفته دارد. امامزاده باباپيراحمد(ع) شهر بن و باغ هاي اطراف آن و قسمتي از رودخانه زاينده رود جزء املاك بن از قديم الايام بود وهست و سند املاك هم گواهي اين مدعاست. و هيچگاه از شهرستان بن جدا نخواهد شد.

ولي متـأسفانه برخي مسئولين بصورت ناآگانه يا با قصد وغرض به اين مسئله امنيتي و اجتماعي كه بين اين دو شهرستان صورت گرفته دامن مي زنند. و اوضاع بين اين دو شهرستان را متشنج مي كنند. البته خود مردم شهرستان سامان قبول دارند كه امامزاده بابا پيراحمد(ع) و زمين هاي اطراف آن جزء شهرستان بن هست.

ما مردم شهرستان بن كه بارها مشاهده گرديده است از سوي «سازمان اوقاف و امورخيريه  استان» و بخصوص« صدا و سيماي استان»  امامزاده بابا پيراحمد (ع) شهر بن به نام شهر ديگري برده مي شود كه به اين مسئله حساس ایم و به جد اعتراض خود را به اين مسئولين محترم اعلام مي كنيم و پيشنهاد مي كنيم كه قبل از اينكه مشك ل امنيتي و اجتماعي پيش آيد از اين اقدامات دست برداشته و از مسئولين استاني و بخصوص فرماندار شهرستان بن و شوراي اسلامي شهر تقاضا مي نمائيم كه به جد پيگير اين مسئله باشند و به مردم گزارش دهند.

 



تاريخ : دوشنبه نوزدهم اسفند 1392 | 17:2 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

پختن آش رشته در شب چهارشنبه‌سوری( سرخي):

یکی از آداب مردم شهر بن در شب چهارشنبه‌سوری، پختن آش رشته است. مردم پس از پخت آش رشته با خمیر شیرینی‌پزی یک مجسمه کوچک به شکل آدمک درست کرده و آن را در ظرف آش می‌اندازند.پس از آنکه آش آماده شد و خانم خانه مشغول سرو آن برای اعضای خانواده شد مجسمه در هر ظرفی که ریخته شد آن ظرف را در آب روان می‎ریزند، به این نیت که تمام غم‌ها و غصه‌‎های اعضای خانواده همانند آب روان از خانواده دور و دورتر شود.

روشن كردن بوته(قاقورجاغ):

مردم شهر بن درآخرين چهارشنبه سال (چهارشنبه سرخي) چند عدد بوته (قاقورجاغ) در يك رديف روشن مي كنند و ازروي آنها مي پرند و اين شعر را مي خوانند: (غم برو، شادي بيا ، محنت برو ، روزي بيا) و بعد يك شيء شكستني كه درقديم كوزه اي بوده ، در بيرون از خانه مي شكنند و اعتقاد دارند با شكستن آن قضا و بلا ها  از اهل خانه دفع مي گردد.

خانه تكاني( توتون توكمك):

مردن شهر بن در روزهاي پاياني سال با انجام كارهاي مختلف به استقبال بهار مي روند. يكي از آنها ، خانه تكاني هست كه در اصلاح محلي (توتون توكمك) مي گويند. براي انجام اين كار اتاق ها را يك به يك تميز مي كنند و اثاثيه اتاق ها را بيرون مي ريزند و سر چوبي بلند پارچه اي مي بندند و روي ديوارها و سقف اتاق ها مي كشند تا گرد غبار و تار عنكبوت ها از بين بروند. در زمان قديم قالي ها را به چشمه يا جوي آبي مي بردند و درآنجا مي شستند ولي چون ديگر خبري از آنها چشمه ها و جوي ها نيست به ناچار در حياط خانه تمام اهل خانه بر جان قالي ها مي افتند و دو نفر دو طرف قالي را مي گيرد و ديگري  با چوبي كه بر قالي ها مي زند گرد و غبار آنها را مي ريزد و يا  با شلنك آب آنها را در حياط خانه يا پشت بام ها مي شويند.

آش(پلو) بردن برادر براي خواهرخود (بايرام آشه ):

درشب عيد نوروز هر ساله مردم شهر بن رسم دارند كه برادر براي خواهر خود برنج (پُلو) پخته براي او همراه با مخلفات هديه مي برد. برنج پخته شده را در ظرفي مي ريزند و همراه با خورشت آن و سبزي و ترشي و ماست داخل يك سيني يا زنبيل مي گذارند و آن را به بچه هاي خانه مي دهند تا آن را براي عمه خود ببرند . بعد از آن كه سيني را به عمه خود تحويل دادند . عمه نيز از آنها پذيرايي مي كند و عيدي آنها را همانجا مي دهد.

  آماده كردن سفره عيد( بايرام بوخ چاسه):

رنگ كردن تخم مرغ بومي: مادران تخم مرغ ها را با رنگهاي مختلف به خصوص رنگ قرمز رنگ مي كنند كه براي اين كار گاهي از رنگهاي طبيعي مثل: پوست پياز قرمز ، پوست انار و كاه و... رنگ مي كنند . به اين صورت كه تخم مرغ ها را همراه با نوع رنگ در آب مي جوشانند كه هم تخم مرغ ها پخته شوند و آماده خوردن و به رنگ هاي مختلف درآيند. در عيد به بچه هايي كه براي عيد ديدني مي آيند يك تخم مرغ همراه با ديگر مخلفات به آنها عيدي مي دهند.

درست كردن گندم بوداده (قورقا):

مادران خانه  مقداري گندم را در ظرف آب يا شير بر روي آتش مي جوشانند. تا گندم ها كمي پف كنند و حجم آنها بزرگ شود و بعداز آن گندم ها را از آب در مي آورند و زير آفتاب خشك مي كنند و بعد از آنكه گندم ها كامل خشك شد آنها را روي ساج كه روي آتش گذاشته اند و داغ شده است مي ريزند و همراه با آب نمك گندم ها را بو داده مي كنند. كه بسيار ترد وخوشمزه مي شود. البته براي گندم بو داده ، شاه دانه (شَدَنَه) هم بو داده مي كنند و قاطي گندم بو داده مي نمايند و خوشمزگي آن دوچندان مي شود.

سبز كردن گندم ، ماش ، عدس و غيره ( گوگ اَكمَك):

مردم شهر بن با سبز كردن دانه هاي مختلف مثل گندم ، ماش ، عدس و غيره در داخل سيني ها و بشقاب هاي كوچك و بزرگ به استقبال عيد مي روند و طراوت خاصي را به سفره عيد مي دهند. مردم عقيده دارند سبزه از دست هركسي نمي شود و بايد كسي بكارد كه از دستش برآيد و شگون داشته باشد. و كسي كه مي كارد دانه هارا ابتدا به سلامتی آقا امام زمان(عج) می‌ریزد و به ترتیب بعد از آن نام اعضای خانواده را می‌آورد و از خداوند مي خواهد كه حاجات تمامي برآورده گردد.

در زمان هاي قديم مردم شهر بن علاوه بركاشت سبزه ، از چشمه ها و قنات نوعي علف كه با آنها ( سو اوته ) مي گويند و بسيار زيبا و با طراوت هستند . آنها را مي چيدند و در داخل ظرفي قرار مي دادند و زينت بخش سفره هاي عيد بود

تنقلات سفره عيد:

 مردم شهر بن و بخصوص كشاورزان سفره عيدي به صورت خود كفا دارند و تمام آنها را خود توليد مي كنند. و تنقلات سفره عيدشان اكثر ، گندم بو داده كه خود درست مي كنند، مغز بادام و گردوي بو داده ، كشمش سبز، سنجد و شاه دانه بوداده است.

هديه بردن براي تازه عروس:

از دیگر رسوم مردم این شهر در شب عید هدیه بردن برای تازه عروس است مردم این شهر در شب عید با تهیه هدایای مختلف و قرار دادن در یک سینی به همراه آجیل، میوه و سبزه و حنا به منزل تازه عروس می‎روندو براي او هديه مي برند.

روشن كردن لامپ ها:

اگر زمان سال تحويل شب يا نيمه شب باشد مردم شهر بن در شب عيد  برخي از لامپ هاي خانه را تا صبح روشن مي گذارند و حتي اگر داراي گاو و گوسفند باشند لامپ طويله ها را هم تا صبح روشن مي گذارند و معتقد هستند كه تحويل سال نو نبايد در تاريكي باشد و بايد همراه با روشنايي و نور باشد كه باعث مي شود در طول سال زندگي پراز نور و روشنايي باشد.

اولين قدم:

مردم شهر بن معتقد هستند که بعد از تحويل سال نو بايد اولين كسي كه وارد منزل براي تبريك عيد مي شود قدمش بايد خير باشد. و يك فرد خوش قدم و مؤمن وارد منزل شود تا با قدومش خیر و برکت را برای تمامی اهل منزل به ارمغان آورد.

دوخت و دوز نحس است:

مردم شهر بن معتقد هستند دوخت و دوز در سیزده روز اول بهار نحس است و بداقبالی برای صاحب لباس تازه می‌آورد، برهمین اساس در این مدت اقدام به این کار نمی‌کنند.

 سيزده بدر:

مردم شهر بن مانند ديگر مردم كشور روز سيزده فروردين را در دل طبيعت مي گذرانند.و براي اين كار اكثراً به گرداب و امامزاده هاي شهرستان بن و باغ هاي اطراف شهر، مثل: كريز ، زبيده آباد، ميان جوب ، قوزي و جيني بولاغ، درازدره ،طرح طوبي و... مي روند. كه در برخي مواقع پدر خانه در روز سيزده بدر فرصت را غنيمت مي شمارد و اهل خانه را به باغ خود مي برد و تا آنها چايي و غذا درست نمايند خود هم با حضور اهل خانه روحيه مي گيرد وشارژ مي شود و تا عصر اقدام به باغ كني مي نمايد.كه اگر پسريا داماد داشته باشد ازآنها هم كمك مي گيرد.

پخت کوفته و آش رشته در روز سیزده بدر:

در شهر بن بر خلاف دیگر شهرهای استان که در شب عید اقدام به طبخ کوفته می‌کنند، رسم بر این است که کوفته در روز سیزدهم عید پخته شود، و علاوه بر اين در روز سيزده بدر آش رشته هم پخته مي شود كه براي سبزيجات آش رشته كه يكي از مخلفات آن است از دل طبيعت بهره مي گيرند و علف هايي مانند:(يمليك ، موچّا ، تورشك ، قازَيَقه ، بابا سقَّلِه ) مي چينند و تميز مي كنند و براي آش رشته استفاده مي كنند و بسيار پرملال و خوشمزه مي گردد.

رها كردن سبزه در آب:

مردم شهر بن دانه هايي كه براي سفره عيد سبز كرده بودند ،همان ابتدا صبح روز سيزده فروردين كه وارد طبيعت مي شوند سبزه ها را در چشمه ها، جوي آب ها يا بركه ها ، رها مي كنند و عقيده دارند كه دانه هايي كه سبزكردند نبايد خشك شوند و اسراف گردند و بايد به طبيعت بازگردد تا هميشه سبز بمانند و با اين كار زندگي هم در طول سال مثل سبزه هميشه باطراوت و سبز باشد.

 رها كردن ماهي هاي قرمزدر آب گرداب بن :

بعضي از مردم هم درطول سيزده روز عيد يا روز سيزده فروردين يا بعد از آن ، ماهي هاي قرمزي كه براي سفره عيد خريداري كرده اند در آب گرداب بن رها مي كنند و آزادي را به آنها هديه مي دهند و عقيده دارند با اين كار ماهي ها آنها را دعا خواهند كرد و درطول سال زندگي با خير و بركتي خواهند داشت.

نبايد سبزه گره زد:

مردم شهر بن برخلاف ديگر نقاط كه در روز سيزده بدر به نیت بخت گشایی دختران سبزه گره مي زنند معتقد هستند كه نبايد در این روز سبزه گره زد بلكه بايد گره ها را باز كرد چون با گره زدن ، گره در كارها مي افتد و باز كردن گره گشايش در كارها و باز شدن گره مشكلات است.

آغازكاركشاورزان(آخار چوخارت ماك):

از فرداي روز سيزده بدر كار كشاورزان آغاز مي شود وطبق رسم هرساله كشاورزان دسته جمعي براي لايه روبي جوب هاي مزراع خود جمع مي شوند ودرپايان روز با انداختن قرعه نوبت هركس براي آبياري مشخص مي شود.

 

اگر چیزی از قلم افتاده بگید تا اضافه کنیم.



تاريخ : شنبه هفدهم اسفند 1392 | 16:24 | نویسنده : جعفرنادری بنی |
هديه اي از طرف ما به تمام همشهريان ودوستداران اين وبلاگ

جهت دانلود فايل صوتي شعرتركي درباره شهرستان بن روي لينك زير كليك كنيد


«دانلود شعرتركي شهرستان بن»





برچسب‌ها: دانلود شعر تركي درباره شهرستان بن

تاريخ : پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392 | 19:15 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

كسب مقام اول مسابقات دو صحرانوردي كشور توسط آقاي غلامرضا سليمي بني و دعوت به تيم ملي را به مردم عزيز استان و بخصوص شهرستان بن تبريك عرض مي نمائيم.




تاريخ : شنبه دهم اسفند 1392 | 16:2 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

 شهربن داراي حمام هاي تاريخي متعددي بوده است كه در گذر روزگار تخريب شده اند و آثاري از آنها به جا نمانده است.

و فقط يك حمام تاريخي كه معروف به (حمام برآفتاب) است باقي مانده است . كه تا چند سال پيش مورد استفاده مردم بود. و اكنون بدون استفاده رها شده است .البته اين حمام دوباب حمام بوده است كه يك باب آن زير خروارها خاك مدفون شده است.  و چشم به مدد مسئولين و مردم دوخته است . اين بناي تاريخي تاكنون به ثبت آثارملي در سازمان ميراث فرهنگي نرسيده است . و براي اينكه پا برجا بماند و يادگار گذشتگان از بين نرود احتياج به تعمير و بازسازي دارد.

مردم ديگرمناطق كشور ما ، شهر بن را فقط با گردابش مي شناسند و كمتر كسي از آثار گرانبهاي شهر بن كه درقلبش نهفته است سراغ دارد. مسئولين بايد امكانات ورود گردشگر به داخل شهر را نيز فراهم نمايند. فرماندار محترم جناب آقاي اكبريان چند وقت پيش از توسعه صنعت گردشگري در اين شهرستان خبردادند . كه ما به فرماندار محترم عرض مي كنيم كه پيگيري هاي لازم را براي به ثبت رسيدن اين حمام تاريخي صورت دهيد و شرايط را براي برپايي يك موزه مردم شناسي در اين حمام فراهم نمائيد، كه ما نيز آماده همكاري در اين زمينه با شما هستيم. البته در برخي از روستاهاي شهرستان بن  هم حمام تاريخي وجود دارد كه آنها نيز مي توانند در توسعه صنعت گردشگري پيش برد اين هدف باشند.

درضمن وبلاگ شهر بن – شهر من آماده همكاري و اعلام برنامه هاي فرماندار محترم ، شهردارمحترم و شوراي اسلامي شهر بن در جهت آباداني اين شهرستان است.

   

مشاهده بيشتر عكس ها در ادامه مطلب...


برچسب‌ها: حمام تاريخي شهر بن

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه پنجم اسفند 1392 | 12:1 | نویسنده : جعفرنادری بنی |
به اطلاع همشهریان عزیز میرساند طی توهین بی سابقه به ساحت مقدس حضرت امام علی النقی علیه السلام که توسط مزدور خوک صفت انگلیسی شاهین نجفی صورت گرفته است ، زمانی که اسم مقدس این امام معصوم را با نامهای نقی و امام نقی در جست و جوگر گوگل سرچ میکنیم ، همراه با چهره ها و عکسهای زننده ظاهر میشود.. توجه داشته باشید دوستانی که وب دارند پوسترهای زیبا از امام هادی علیه السلام را با برچسب هادی نقی , naghi , امام نقی , imam naghi , امام نقی(ع) , emam naghi در وب خود قرار دهند تا از ادامه این حرکت زشت جلوگیری شود..این مطلب را گسترش دهید.
برچسب‌ها: هادی نقی, naghi, امام نقی, imam naghi, ع

تاريخ : پنجشنبه یکم اسفند 1392 | 18:3 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

كمال اكبريان چالشتري به عنوان دومين فرماندار جديد شهرستان بن بر كرسي فرمانداري اين شهرستان نشست.

 

نظرشما درباره عملكرد اولين فرماندار شهرستان بن  آقاي حبيب محمدي بهرام آبادي چه بود؟

و اكنون چه انتظاراتي از فرماندار جديد آقاي كمال اكبريان چالشتري داريد؟

 

برخي از مشكلات شهرستان بن كه فرماندار جديد بايد مد نظر داشته باشد و به خاطر رضاي خدا و مردم پيگير اين مشكلات باشد.

1- پيگيري مجددانه تصفيه خانه فاضلاب شهر بن

2- پيگيري جهت توسعه شهرك صنعتي شهر بن

3- پيگيري جهت استقرار هرچه سريع ادارات باقي مانده در شهرستان بن

4- پيگيري جهت رفع مشكلات تمامي روستاهاي شهرستان بن

5- پيگيري جهت اشتغال جوانان شهرستان بن كه بالاترين درصد بيكاري استان را دارد.

6- پيگيري جهت به اتمام رسيدن پروژه چهارخطه جاده شهركرد- بن - داران ، كه اكنون به ساخت مسير بن - شهركرد اكتفا گرديده است.

7- پيگيري جهت داير شدن دانشگاه پيام نور ، آزاد و يا علمي كاربردي در شهرستان بن

8- پيگيري جهت متوقف شدن احداث گاوداري درشهربن كه درجاي نامناسبي قراردارد ومورد تأييد كارشناسان نمي باشد.

۹ – پيگيري احداث جاده بن – هوره – تيران و كرون  كه اكنون به صورت خاكي وجود دارد و توسعه اين جاده ، رونق اساسي  اين شهرستان را به همراه دارد..

۱۰- پيگيري جهت افتتاح هرچه سريعتر مركز درمان بستر شهر بن با امكانات مناسب و مجهز.

۱۱- پيگيري جهت اصلاح خط مرزي شهرستان بن و سامان كه به اشتباه و يا به عمد قسمتي از زمين هاي شهرستان بن درتقسيمات كشوري جز شهرستان سامان واقع شده است.

بقیه را شما بگید...



تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392 | 17:45 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

پدربزرگم در ده زندگي مي كرد، دهي كه جمعيت آن كمتر از دهكرد و بروجن نبود و به گفته خود مسئولين جمعيت آن ده ، روزگاري پيش برابر بود با دهكرد و بروجن،

دهي كه جانانه در برابرمحمودخان افغان ايستاد تا محمودخان نتواند وارد ده شود و حتي اصفهان را تصرف كند.

دهي كه مردمانش آب را از سرچشمه هايش تا فرخشهر كنوني هدايت كردند ودرزمين هايش كشت و كار نمودند ودر برابر تجاوز به زمين هايشان ، جوابي قاطعانه دادند.

 ولي ده جا ماند از قافله ، و باز هم به شواهد اسناد و مدارك حدود 40 سال پيش به دليل عدم توجه به ده ما و نيامدن امكانات و سرمايه به ده ما ، جمعيت قابل توجهي از ده ما براي كاربه شهرهاي ديگر مهاجرت كردند و همان جا ساكن شدند. و جمعيت ده به طور ناگهاني افت كرد. و دهكرد و بروجن شدند دو شهر بزرگ اين منطقه و ما مانديم و غم بي حرمتي.

پدرم درشهر زندگي مي كرد، مردم شهرم چه خوشحال شدند وقتي دهشان به شهر تبديل شد . مي گفتند شهرداي كه بيايد كوچه ها و خيابان هايمان ديگر مهندسي و كارشناسي مي شود. ديگر محله هايمان براي بازي بچه ها پارك خواهند داشت. ديگر همه امكانات شهر در يك محل تمركز پيدا نخواهند كرد و عدالت در محله ها رعايت خواهد شد.

مي گفتند حالاكه شهري شديم ، شهرك صنعتي هم مي آيد با كارخانه ها و كارگاه هاي صنعتي مختلف، كه ديگر جوان هايمان مجبور نخواهند شد براي كارگري به شهر هاي ديگر مهاجرت نمايند. حالاكه شهري شديم جاده هايمان براي رفتن به  شهركرد و اصفهان ايمن خواهد شد. حالا كه شهري شديم منزلتمان توسط مسئولين و دست اندركاران بودجه و سرمايه حفظ خواهد شد . و حق ما را هم خواهند داد. گفتيم حالا شهري شديم تصفيه خانه فاضلاب خواهيم داشت و ديگر بهداشتي مي شويم.گفتيم حالا كه شهري شديم امكانات درماني ، بهداشتي خوبي هم براي ما خواهند داد.

ولي شهر ما جا ماند از قافله، نه كوچه و خيابان هايمان مهندسي شد. و نه عدالتي نمايان.محله هاي قارايال ،گلزار تپه ، قوزي ، بازار قديم كه روزگاري غير از اين محله ها ، محله هاي ديگري نبود ، وقتي شهري شديم اين محله ها و مردمانش به كلي فراموش شدند.نه پاركي ، نه ورزشگاهي ، نه امكانات تفريحي و رفاهي ، طرف شرق شهرم هنوز بدون امكانات مثل يك ده است . بچه هاي اين محله ها  براي استفاده از پارك ها و ورزشگاه ها در سرما و گرما بايد مسافتي طي كنند تا از اين امكانات در طرف غرب شهر استفاده نمايند چه عدالتي.

چندين سالي است شهري شديم ولي نمي دانيم شهرك صنعتي يعني چه و به كجا مي گويند شهرك صنعتي. و مردم شهر همجوار ما يعني شهرسامان ، چه خوب مي فهمد شهرك صنعتي را.

از وقتي كه شهري شديم چه بسيار همشهرياني را در اين جاده (بن تا شهركرد) از دست داديم .و تصفيه خانه فاصلاب شهر مان عجب تصفيه خانه اي شد . چندسالي است پروژه اش شروع شده ، ولي امان از بي حرمتي و بي غيرتي.

و هنوز ما هستيم و امكانات ناچيز يك درمانگاه بي در و پيكر و نمي دانم چرا شرم نمي كند از مردم اين شهر،  اين شرمگاه ببخشيد درمانگاه.

چرا راستش را بگويم ، همين چند وقت پيش سرمايه هنگفتي در مجتمع تفريحي گرداب بن ريخته شد. شهر اگر برسرمان آوار شود باكي نيست ، گرداب را بسازيد. گردابي كه با راه اندازي مجتمع گاوداري در بغل دست آن ، ديگر از رونق خواهد افتاد . گرداب كه هيچ ، شهر مي رود از ياد.

و من در شهرستان زندگي مي كنم. وقتي بخش مان به شهرستان تبديل شد چه بسيار خوشحال شديم. گفتيم ديگر اكنون كه شهرستاني شديم ، امكانات به همت مسئولين تمام رده ها به اين شهرستان سرازير خواهد شد. مهاجرت به شهر هاي ديگر، كم مي شود. كسب و كار و اشتغال رونق مي گيرد. با آمدن ادارات مختلف به شهرستان از مردم بومي اين شهرستان استفاده خواهد شد . شهرك صنعتي ما از بن بست خارج خواهد شد و رونق خواهد گرفت. شهرها و روستا هاي شهرستان ما از امكانات خوبي برخوردار خواهند شد.جاده ها ايمن خواهد شد.

كار پيگيري و پيشرفت تصفيه خانه فاضلاب شتاب خواهد گفت. ادارات هر چه سريع تر مستقرخواهند شد و مشكلات رفت و آمد به شهركرد از دوش مردم برداشته خواهد شد.

ولي شهرستان ما جا ماند از قافله ، و من و ديگرجوانان بخصوص دهه شصتي ها هنوز هم بيكاريم. نه شهرك صنعتي رونق گرفت ، نه بودجه اي آمد و نه سرمايه اي ، در بحث تصفيه خانه فاضلاب هنوز هم اندرخم يك كوچه ايم،

 گفتند برايمان بيمارستان ساختند، چشم و گوش مان را كه باز كرديم ديديم مي خواهند يك درمانگاه تحويل مان دهند.

ساخت گاوداري در جلوي دماغ مان متوقف كه نشد هيچ ،  بلكه آماده مي شود برا ي معطر كردن هواي شهر!!!

 فكر كنم بچه هايمان فردا در استان بن زندگي كنند ولي هنوزهم مشكلات پابرجا باشد و مهاجرت در جريان.

 

 



تاريخ : سه شنبه هشتم بهمن 1392 | 8:38 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

رزمنده اي كه عكسش در كشور معروف بوده و در مراسم ها و مناسبت هاي مختلف مثل : هفته دفاع مقدس و هفته بسيج به صورت بنر در امكان مختلف استفاده مي شود،ولي كمتر كسي مي داند اهل كجاست وگمنام مانده است.

پيرمرد رزمنده حاج علیقلي علي بيگي بنی (كه مردم او را در زادگاهش به نام  «عليقلي همّت» مي شناسند) فرزند ميرزاجان متولد 1312ساکن( شهرستان بن) ازتوابع استان چهار محال و بختیاری.

ايشان طي سه دوره يكي در سال 1360 عمليات فتح المبين و در سال 1362 عمليات خيبر و در سال 1365 عمليات كربلاي پنج در دفاع مقدس حضور داشته است و داري 25 درصد جانبازي مي باشد .و هنوز هم در قيد حيات هستند.

عكس ذيل به زبان خودش:« در عمليات خيبر سال 62 در جزيره مجنون سوار بر قايق بوديم كه يك خبرنگار نيز با ما بود كه اين عكس را از ما گرفت . ايشان مي گويد: تمام رزمندگان در اين عكس از استان چهارمحال و بختياري هستند. رزمنده جواني كه كلاه مشكي بر سر دارد اهل شهرجونقان است و دو نفر رزمنده جوان ديگر اهل شهرك (شهر كيان) و چهارمین نفرشهید فردوسی اهل شهرکرد مي باشند . »

ايشان مي گويد: سال 137۱ كه امام خامنه ای(دام ظله)به استان ما سفر كردند سراغ بنده را گرفته بودند و گفته بودند به اين رزمنده بگوييد بيايد پيش من ، من هم به حضور او رفتم  وقتي من در كنار ايشان بودم از ما خيلي عكس گرفتند .كه يك  نمونه از آن عكسها را خودم داشتم كه چند سال پيش به يكي از اقوام كه در اصفهان ساكن هست دادم.»

 

عليقلي علي بيگي بني

حاج علیقلی مي گويد: سفر حج عمره مشرف شده است ولي خيلي دوست دارد سفر حج تمتع برود و چند سال هم هست كه نام نويسي كرده است و تا حالا چندين بار هم اسمش در آمده است ولي به علت مشكل جسمي و كهولت سن به او اجازه سفر به حج تمتع را نمي دهند كه اين آرزو همچنان در دل او مانده است.

حاج نظرعلي نادري بني (حاج نادر) پدرشهيد غلامعلي نادري بني كه ايشان هم اهل شهرستان بن واز فعالان فرهنگي بودند كه چند سال پيش به رحمت ايزدي پيوستند. ايشان مي گفت: متأسفانه در موزه دفاع مقدس تهران اين عكس را بزرگ قاب كرده اند و نام اين پيرمرد رزمنده را نوشته اند (رزمنده اردبيلي) چون در جبهه به زبان تركي صحبت مي كرده به اشتباه  فكر مي كنند اين رزمنده از خطه اردبيل است. ولي اكنون نمي دانيم مسئولين اين موزه اين پيرمرد رزمنده را شناخته اند يا باز هم زير آن عكس عبارت (رزمنده اردبيلي) درج شده اشت . اين رزمنده از ديار شهيد درياقلي سوراني يانچشمه اي است و بايد زير آن عكس در موزه تهران بنويسند( رزمنده بني از خطه چهارمحال)

دوستاني كه در تهران هستند اگر فرصت كردند سري به موزه دفاع مقدس تهران بزنند و سراغي از  عكس معروف بگيرند و اگر هنوزهم اين عكس در اين موزه موجود بود و نام اين رزمنده اشتباه درج شده بود ، مسئولين موزه رادر جريان قرار دهند.

كارت جانبازي حاج علیقلي علي بيگي بنی


ازراست: 1- حاج عليقلي علي بيگي بني 2- خسروسليمي بني 3-حاج محمد حسين ميرزائي بني 4- شهيد آقارضا قراخاني بني 5-


برچسب‌ها: رزمنده شهر بن

تاريخ : دوشنبه بیست و سوم دی 1392 | 12:25 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

يادش بخير چه دوراني داشتيم ما (دهه پنجاه و شصتي ها) ، ساده و كم توقع،با كمترين امكانات بيشترين استفاده هاي خلاقانه ،

 

يادش بخير! (تُرتُره بازي) يه تاير موتور يا دوچرخه برمي داشتيم با يه تكيه چوب تو كوچه ها مي دويدم و مي رونديم و گاز مي داديم مي گفتيم «وان ، وان ،....»

يادبخير! يه آجر بر مي داشتيم و خورجيني كه مادر با پارچه دوخته بود روش مي انداختيم و بار مي برديم.

يادش بخير! قوطي حلبي روغن بر مي داشتيم نخ مي بستيم ، مينداختيم گردنمون ، طبل مي زديم.

يادش بخير! وقتي با دخترا خاله بازي مي كرديم ما مغازه دار مي شديم و اسكناس هامون جعبه باز شدة چوب كبريت بود و پول خوردامون درب فلزي نوشابه.

يادش بخير! يه تكيه چوب بلند برمي داشتيم و يه نخ به سرش مي بستيم و سوار مي شديم و با يه تكيه چوب مي زديم و چهارنعل مي رفتيم.

يادش بخير! يه گچ برمي داشتيم يه مربع مي كشيدم با چند خط داخل آن و با بچه ها «دؤز» بازي مي كرديم.

يادش بخير! با بچه ها دو گروه مي شديم و باهم لگد (تپيك) بازي مي كرديم مثل ورزش تكواندو

يادش بخير! دوتا توپ پلاستيكي مي گرفتيم و يكي را پاره مي كرديم و و دوتا توپ را يكي مي كردم يا گاهي داخل يكي را پر از كيسه نايلون مي كرديم و توي كوچه هاي باريك و خاكي محله فوتبال بازي مي كرديم.

يادش بخير! هر وقت با بچه ها تو كوچه بازي مي كرديم و كشاورزي از باغ برمي گشت اگر ميوه اي داشت مي گفت بچه ها بيايد ميوه بدم ببريد بخوريد. ما هم اتگامونا(جلوي لباس) باز مي كرديم با صفاي كودكي.

يادش بخير! قوطي ها كمپوت و كنسرو را جمع مي كرديم يه جا و يه گله گوسفند داشتيم،داخل آغلي در خيال كودكانه.

يادش بخير! كاردستي هامون هميشه در مدرسه يك تخته پاكن با استفاده از تخته و ميخ و كلاه نمدي بود.

يادش بخير! دركوچه هاي خاكي يا هر وقت به مزرعه اي مي رفتيم « اَكين »( كشت يه محصول) بازي مي كرديم .

يادش بخير! وقتي گل بازي مي كرديم  با گل ، بز و سگ و گرگ يا گاهي چپق درست مي كرديم.

يادش بخير! گاهي بعضي ها نوشابه شيشه اي مي گرفتند و به بچه ها نمي دادند و چايي شيرين درست مي كردند مي ريختند داخل شيشه ومي گفتند بچه ها نوشابه همينه.

يادش بخير! وقتي بچگي ها گشنه مي شديم به نون روغن نباتي يا ماست مي ماليدند مي دادند مي خورديم.

يادبخير! شكر مي ريختيم داخل ماست و ماست شيرين درست مي كرديم مي خورديم.

يادش بخير! نون خشكه با خاكه قند داخل هاونگ سنگي مي كوبيديم وآرد مي كرديم ومي خورديم.

يادش بخير! كفش هاي لاستيكي! كه هر وقت پاره مي شد، سيخ داغ مي كردند و با يه تكه لاستيك ديگه وصله مي زدند.

يادش بخير! هرقت مي خواستيم از روي يه منظره اي نقاشي كنيم برگه دفتر نقاشي را نفت مالي مي كرديم ، مي گذاشتم روش و كپي مي كرديم.

يادش بخير! بازي هفت سنگ و هفت چوق و چاله و قوه (باطري)

يادش بخير! يادش بخير به كتابامون كش مي بستيم ، مي رفتيم مدرسه.

يادش بخير! بچه بوديم مي رفتيم تعزيه ، از شمر مي ترسيديم.

يادش بخير! « قُوت شانسي» كه داخلش آرد نخودچي بود با يه گلوله (گوي شيشه اي) . و اون كام هايي (شكلاتي هايي )كه شكل ماهي بود.

يادش بخير! خرمن بره كه مي دادند،  مي داديم خربزه مشهدي مي گرفتيم.

يادش بخير! قره قورت مي زديم روي ناخن انگشت شصت و مي خورديم.

يادش بخير! هروقت دوستي جايي مشغول خوردن تخمه بود. دستمون را جلوش مي گرفتيم و مي گفتيم « توكوش ، توكوش».

يادش بخير! هروقت جايي دعوايي مي شد مي گفتيم «جَر دوشده ، پيچ گوشده ، آچار فرانسه دوشده»

يادش بخير! تونیمکت ها باید چهار نفری می نشستیم حتي وسط كلاس هم نيمكت مي چيديم بعد موقع امتحان دو نفر باید می رفت زمين مي نشست.

يادش بخير! سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ

يادش بخير! تلوزيون هاي سياه و سفيد كوچيك که دو تا کانال بیشترنداشت، کانال یک و کانال دو .

 يادش بخير! با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه .

يادش بخير! تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم .

يادش بخير! اون موقع ها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم .

يادش بخير! اون موقع برگه امتحانی باید خودمون می بردیم برای امتحان که برگه های امتحانی بزرگی که سربرگشون آبی رنگ بود و بالای صفحه بزرگ نوشته بود. “برگه امتحان” که از بقال سر کوچه می گرفتیم

يادش بخير! ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزه ام بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه.

يادش بخير! روي برف دوشاب ( شيره انگور) مي ريختيم مي خورديم.

يادش بخير! مي گفتيم هركي وسطه زن اسده

يادش بخير! كرسي ، بخاري نفتي ،چراغ موشي ، چراغ علاءالدين،چراغ توري.چراغ مركبي

يادش بخير! هروقت برق مي رفت ، چراغ مركبي روشن مي كرديم و با سايه شكلك در مي آورديم.

يادش بخير! سرسره بازي تو تپه قارايال.

يادش بخير! درب چوبي خونه ها.

يادش بخير! با بچه ها نون و پنير بر مي داشتيم مي رفتيم صفا.

 يادش بخير!( اَلي جان ، ديلي جان ، قارا قابلاما كوپ)

يادش بخير!...

بقیه را شما بگید...

 


برچسب‌ها: يادش بخير

تاريخ : چهارشنبه هجدهم دی 1392 | 10:38 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

منبع: pesar-beni.blogfa.com


بقيه در ادامه مطلب...



برچسب‌ها: عزاداري بني ها در مشهد مقدس

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه چهاردهم دی 1392 | 16:19 | نویسنده : جعفرنادری بنی |
هيچوقت خاطرات شيرين اون روزها از يادم محو نميشه ، بچه سال که بوديم موقع مسافرت به سرزمين مادري از خوشحالي تو پوست خودمون نمي گنجيديم ، اينقدر خوشحال بوديم انگار دنيا را بهمون داده بودند .

چه حالي ميکرديم اي خدا ، آخه قرار بود چند روزي رو بريم بن ، گردش و تفريح ، شهريور ماه رو که نگو و نپرس ، مخصوصا موقع گردو تکوني ، باش باغ و گديک و جيغيد.

خاطرات يه کم عقب ترش رو تو ذهنم ريکاوري ميکنم ،  خدا رحمت کند اموات همه دوستان و اقوام و همشهريان عزيزم را ، آرزو به دل موندم آبّا يه روز منو سوار خر بکنه و من رو ببره باغ ، ولي اون خدا بيامرز خيلي از شيطوني هاي من عاصي بودش ، ميگفت اين پسره تخس و شيطونه .

آي خداي بزرگ چقدر زود گذشت اون روزها به خدا دلم خيلي گرفتش وقتي دارم امشب از اون روزها مينويسم .

يادش به خير در چوبي خونه آبا اينا ، وارد ميشديم طويله تو دالان ورودي خونه بودش آخ که چقدر دنبال بزغاله ها ميکرديم اون بزغاله سفيده مال من بودش و هنوز که هنوزه ميگم.

اي خدا کاش سقف آرزوهامون هميشه اونقدر بود ، اي خدا چه قشنگ يادم مونده بازي کردن تو حياط با مجتبي و مهدي و ساير بر و بچه ها ، خدايا چه طعم و عطري  داشت اون نون تازه ، تنورزيرزميني که جاش تو راهرو جلو اتاق هاي طبقه بالا خونه بودش و هنوز يادمه آنا چه نون هايي درست ميکرد و چه عطري داشت .

ميرفتيم خونه عمه جان ، تو مسير چقدر دلم ميخواست از تو دالان ها رد بشيم ،خونه اي که مشرف به کوه بن بود ، کوهي که چقدر حال ميکرديم از نگاه کردن بهش، هميشه ميگفتم تو اون اتاق سفيده در دامنه کوه چه خبره ؟ کاش ميشد برم اونجا ،آخ که چقدر عمه جانم مهربونه.

آي خدا ، هنوز قشنگ خاطرمه روزي که قيچي رو برداشتم و نخهاي دار قالي را قيچي کردم و واي خدا عمه جونم بعد که ديد و فهميد بوسم کرد و گفت فدا سرت عمه ، اين بار گذشت ولي ديگه اين کار رو نکني عمه و البته بعد ها فهميدم چه کار وحشتناکي ! کردم

خدايا صفا اون روزهايي که چقدر دلمون ميخواست موقع اومدن تخم مرغ بومي از خونه عمه بياريم و البته بيشتر صفا دل پسر عمه هاي عزيزم که نه نميگفتند  ، چه زود گذشت روزايي که ازشون خواهش تمنا ميکردم منو هم ببرن گرداب با هم ماهي بگيريم چه لذتي داشت گرداب رفتن .

چه حالي ميکرديم باهاشون ميرفتيم باغ و خدا گواهه هنوز عطر و طعم اون گوجه هاي پي اس خوشمزه اي که يه دونش آدمو سير ميکرد از يادم نرفته .

خدا جون چي ميشد بازم برگردم به اون روزا که سوار نيسان ميرفتيم باش باغ و جغيد صبح زود برا گردو تکوني ، باش باغ که يادش به خير ، از بالاي کوه که ماشين پارک ميکرد ، دونه دونه پيچ ها رو ميومديم پايين ته دره و انگار همين ديروز بود که از سرازيري سر خوردم ته دره و سرم شکست.

خدايا! چي ميشد يه لحظه برگردم به اون روزها با صفايي که با هيچ چيز قابل مقايسه نيست ، اين طرف اون طرف دنبال گردو جمع کردن و دست آخر «تاس کبابي» که هنوز طعم لذيذش زير دندونامه، همون باش باغي که دو سال قبل هم اومدم و افسوس و صد افسوس که آب نهرش که هنوز ياد خنکاي آب آن لرزه بر تنم مي اندازه ، خشکيده بود .

خدايا خيلي دلم تنگ شده برا يه ليوان آب اون قناتي که تو مسير بود و رد خور نداشت ، از مسير باش باغ رد بشيم و يه ليوان از اون آب گوارا نخوريم، به خدا تو اين سرماي خشک چه حالي ميده.

بن عزيز سرزمين مردان غيور ، افتخار ميکنم به خاکت به صفاي مردمانت افتخار ميکنم به از دو طرف «بني» بودنم افتخار ميکنم به پسوند بني فاميليم ولو اينکه متاسفانه در برخي مدارکم «نبي» شده ، ولي اينقدر اسمت برام عزيزه که پسوند شناسنامه بچه هايم نيز مزين به نام با مسمايت است .

با وجود آنکه سعادت دنيا آمدن  و سکني گزيدن در سرزمين مادري را نداشتم، ولي خودم را از خاکت ميدانم چون از بي هويتي و بي نشاني ميترسم .

بن عزيزم آنقدر برايم عزيزي که با افتخار عکس مناظر زيبايت را به دوستانم در اين شهر دودآلود نشان ميدهم و برايم چه غرور آفرين است آن هنگام که دوستانم از من گلايه ميکنند که چرا يکبارما را به آنجا نميبري .

هنوز که هنوزه له له آن روزها را ميخورم که چه زود گذشت و لحظه شماري ميکنم فرصتي دست دهد که با آمدن به آن خاک پاک آرامشي بي بديل يابم و لذتي ببرم که با چيزي قابل قياس نيست و البته دمي از هواي پاکش استنشاق کنم .


 حميدرضا نادري بني از تهران


برچسب‌ها: خاطرات شيرين من از شهر بن

تاريخ : پنجشنبه پنجم دی 1392 | 17:17 | نویسنده : جعفرنادری بنی |