شــهر بــــن - شــهر مــــن

شهرستان بن - دستــان بن

شــهر بــــن - شــهر مــــن

جعفرنادری بنی
شــهر بــــن - شــهر مــــن شهرستان بن - دستــان بن

عكسي زيبا از گرداب شهر بن

سلام ما برگشتيم ، مدتي بود كه سايت بلگفا مشكل فني داشت و ما نمي توانستيم به روز كنيم ، خوشحالم كه اين مشكل رفع شد تا ما بازهم بتوانيم درخدمت شما باشيم . نماز و روزه هاي همگي شما قبول درگاه حق.

 درضمن پست هاي سال 93 و 94 اين وبلاگ توسط سايت بلگفا حذف گرديده است.

 

عكس از مجيد طادي بني

 

 


برچسب‌ها: عكس گرداب بن

تاريخ : چهارشنبه دهم تیر ۱۳۹۴ | 18:15 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

عكس هايي زيبا از شهر بن شهر من

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عكس ها از فضل الله اماني بني

 

 


برچسب‌ها: تصاوير زيبا از شهر بن

تاريخ : چهارشنبه دهم تیر ۱۳۹۴ | 18:5 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

عكس هايي زيبا از سد دوم گرداب بن

 

سد دوم گرداب بن

 

 

 

 

عكس ها از عباس موسوي بني

 

 


برچسب‌ها: سد دوم گرداب بن

تاريخ : سه شنبه نهم تیر ۱۳۹۴ | 10:21 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

يا حضرت علي النقي (عليه اسلام)

به اطلاع همشهریان عزیز میرساند طی توهین بی سابقه به ساحت مقدس حضرت امام علی النقی علیه السلام که توسط مزدور خوک صفت انگلیسی شاهین نجفی صورت گرفته است ، زمانی که اسم مقدس این امام معصوم را با نامهای نقی و امام نقی در جست و جوگر گوگل سرچ میکنیم ، همراه با چهره ها و عکسهای زننده ظاهر میشود.. توجه داشته باشید دوستانی که وب دارند پوسترهای زیبا از امام هادی علیه السلام را با برچسب هادی نقی , naghi , امام نقی , imam naghi , امام نقی(ع) , emam naghi در وب خود قرار دهند تا از ادامه این حرکت زشت جلوگیری شود..این مطلب را گسترش دهید.
برچسب‌ها: هادی نقی , naghi , امام نقی , imam naghi , ع

تاريخ : پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ | 18:3 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

تغيير شهرداري شهر بن

شنيده ها حكايت از آن دارد كه شهرداري شهر بن (جناب آقاي مهندس ارژنگ) آماده رفتن است درحالي كه شهردار جديدي تعيين نگرديده است!


به نظرشما، شهردار تمايل همكاري با شوراي اسلامي شهر را ندارد يا شورا تمايل همكاري با شهردار را ندارد؟

عملكرد شهرداري شهر بن را در اين چندسال چگونه ارزيابي مي كنيد؟



پيام يك همشهري.

سلام

شهردار بن تعیین شده برادر و برای انجام تشریفات اداری معرفی شده.

آقای شهاب گزین زاده ، کارشناس حقوق، اهل روستای دیمه و کارمند شهرداری نجف آباد...
بررسی سوابق ایشون هم چندان خالی از لطف نیست...!!!
تا جایی که ما شنیدیم شهردار فعلی به دلیل عدم تعامل شورا استعفا داده.



برچسب‌ها: شهرداري شهر بن

تاريخ : شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ | 9:59 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

دومین فرماندار شهرستان بن معرفی شد.

كمال اكبريان چالشتري به عنوان دومين فرماندار جديد شهرستان بن بر كرسي فرمانداري اين شهرستان نشست.

 

نظرشما درباره عملكرد اولين فرماندار شهرستان بن  آقاي حبيب محمدي بهرام آبادي چه بود؟

و اكنون چه انتظاراتي از فرماندار جديد آقاي كمال اكبريان چالشتري داريد؟

 

برخي از مشكلات شهرستان بن كه فرماندار جديد بايد مد نظر داشته باشد و به خاطر رضاي خدا و مردم پيگير اين مشكلات باشد.

1- پيگيري مجددانه تصفيه خانه فاضلاب شهر بن

2- پيگيري جهت توسعه شهرك صنعتي شهر بن

3- پيگيري جهت استقرار هرچه سريع ادارات باقي مانده در شهرستان بن

4- پيگيري جهت رفع مشكلات تمامي روستاهاي شهرستان بن

5- پيگيري جهت اشتغال جوانان شهرستان بن كه بالاترين درصد بيكاري استان را دارد.

6- پيگيري جهت به اتمام رسيدن پروژه چهارخطه جاده شهركرد- بن - داران ، كه اكنون به ساخت مسير بن - شهركرد اكتفا گرديده است.

7- پيگيري جهت داير شدن دانشگاه پيام نور ، آزاد و يا علمي كاربردي در شهرستان بن

8- پيگيري جهت متوقف شدن احداث گاوداري درشهربن كه درجاي نامناسبي قراردارد ومورد تأييد كارشناسان نمي باشد.

۹ – پيگيري احداث جاده بن – هوره – تيران و كرون  كه اكنون به صورت خاكي وجود دارد و توسعه اين جاده ، رونق اساسي  اين شهرستان را به همراه دارد..

۱۰- پيگيري جهت افتتاح هرچه سريعتر مركز درمان بستر شهر بن با امكانات مناسب و مجهز.

۱۱- پيگيري جهت اصلاح خط مرزي شهرستان بن و سامان كه به اشتباه و يا به عمد قسمتي از زمين هاي شهرستان بن درتقسيمات كشوري جز شهرستان سامان واقع شده است.

بقیه را شما بگید...



تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ | 17:45 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

ده بن ، شهر بن ، شهرستان بن

پدربزرگم در ده زندگي مي كرد، دهي كه جمعيت آن كمتر از دهكرد و بروجن نبود و به گفته خود مسئولين جمعيت آن ده ، روزگاري پيش برابر بود با دهكرد و بروجن،

دهي كه جانانه در برابرمحمودخان افغان ايستاد تا محمودخان نتواند وارد ده شود و حتي اصفهان را تصرف كند.

دهي كه مردمانش آب را از سرچشمه هايش تا فرخشهر كنوني هدايت كردند ودرزمين هايش كشت و كار نمودند ودر برابر تجاوز به زمين هايشان ، جوابي قاطعانه دادند.

 ولي ده جا ماند از قافله ، و باز هم به شواهد اسناد و مدارك حدود 40 سال پيش به دليل عدم توجه به ده ما و نيامدن امكانات و سرمايه به ده ما ، جمعيت قابل توجهي از ده ما براي كاربه شهرهاي ديگر مهاجرت كردند و همان جا ساكن شدند. و جمعيت ده به طور ناگهاني افت كرد. و دهكرد و بروجن شدند دو شهر بزرگ اين منطقه و ما مانديم و غم بي حرمتي.

پدرم درشهر زندگي مي كرد، مردم شهرم چه خوشحال شدند وقتي دهشان به شهر تبديل شد . مي گفتند شهرداي كه بيايد كوچه ها و خيابان هايمان ديگر مهندسي و كارشناسي مي شود. ديگر محله هايمان براي بازي بچه ها پارك خواهند داشت. ديگر همه امكانات شهر در يك محل تمركز پيدا نخواهند كرد و عدالت در محله ها رعايت خواهد شد.

مي گفتند حالاكه شهري شديم ، شهرك صنعتي هم مي آيد با كارخانه ها و كارگاه هاي صنعتي مختلف، كه ديگر جوان هايمان مجبور نخواهند شد براي كارگري به شهر هاي ديگر مهاجرت نمايند. حالاكه شهري شديم جاده هايمان براي رفتن به  شهركرد و اصفهان ايمن خواهد شد. حالا كه شهري شديم منزلتمان توسط مسئولين و دست اندركاران بودجه و سرمايه حفظ خواهد شد . و حق ما را هم خواهند داد. گفتيم حالا شهري شديم تصفيه خانه فاضلاب خواهيم داشت و ديگر بهداشتي مي شويم.گفتيم حالا كه شهري شديم امكانات درماني ، بهداشتي خوبي هم براي ما خواهند داد.

ولي شهر ما جا ماند از قافله، نه كوچه و خيابان هايمان مهندسي شد. و نه عدالتي نمايان.محله هاي قارايال ،گلزار تپه ، قوزي ، بازار قديم كه روزگاري غير از اين محله ها ، محله هاي ديگري نبود ، وقتي شهري شديم اين محله ها و مردمانش به كلي فراموش شدند.نه پاركي ، نه ورزشگاهي ، نه امكانات تفريحي و رفاهي ، طرف شرق شهرم هنوز بدون امكانات مثل يك ده است . بچه هاي اين محله ها  براي استفاده از پارك ها و ورزشگاه ها در سرما و گرما بايد مسافتي طي كنند تا از اين امكانات در طرف غرب شهر استفاده نمايند چه عدالتي.

چندين سالي است شهري شديم ولي نمي دانيم شهرك صنعتي يعني چه و به كجا مي گويند شهرك صنعتي. و مردم شهر همجوار ما يعني شهرسامان ، چه خوب مي فهمد شهرك صنعتي را.

از وقتي كه شهري شديم چه بسيار همشهرياني را در اين جاده (بن تا شهركرد) از دست داديم .و تصفيه خانه فاصلاب شهر مان عجب تصفيه خانه اي شد . چندسالي است پروژه اش شروع شده ، ولي امان از بي حرمتي و بي غيرتي.

و هنوز ما هستيم و امكانات ناچيز يك درمانگاه بي در و پيكر و نمي دانم چرا شرم نمي كند از مردم اين شهر،  اين شرمگاه ببخشيد درمانگاه.

چرا راستش را بگويم ، همين چند وقت پيش سرمايه هنگفتي در مجتمع تفريحي گرداب بن ريخته شد. شهر اگر برسرمان آوار شود باكي نيست ، گرداب را بسازيد. گردابي كه با راه اندازي مجتمع گاوداري در بغل دست آن ، ديگر از رونق خواهد افتاد . گرداب كه هيچ ، شهر مي رود از ياد.

و من در شهرستان زندگي مي كنم. وقتي بخش مان به شهرستان تبديل شد چه بسيار خوشحال شديم. گفتيم ديگر اكنون كه شهرستاني شديم ، امكانات به همت مسئولين تمام رده ها به اين شهرستان سرازير خواهد شد. مهاجرت به شهر هاي ديگر، كم مي شود. كسب و كار و اشتغال رونق مي گيرد. با آمدن ادارات مختلف به شهرستان از مردم بومي اين شهرستان استفاده خواهد شد . شهرك صنعتي ما از بن بست خارج خواهد شد و رونق خواهد گرفت. شهرها و روستا هاي شهرستان ما از امكانات خوبي برخوردار خواهند شد.جاده ها ايمن خواهد شد.

كار پيگيري و پيشرفت تصفيه خانه فاضلاب شتاب خواهد گفت. ادارات هر چه سريع تر مستقرخواهند شد و مشكلات رفت و آمد به شهركرد از دوش مردم برداشته خواهد شد.

ولي شهرستان ما جا ماند از قافله ، و من و ديگرجوانان بخصوص دهه شصتي ها هنوز هم بيكاريم. نه شهرك صنعتي رونق گرفت ، نه بودجه اي آمد و نه سرمايه اي ، در بحث تصفيه خانه فاضلاب هنوز هم اندرخم يك كوچه ايم،

 گفتند برايمان بيمارستان ساختند، چشم و گوش مان را كه باز كرديم ديديم مي خواهند يك درمانگاه تحويل مان دهند.

ساخت گاوداري در جلوي دماغ مان متوقف كه نشد هيچ ،  بلكه آماده مي شود برا ي معطر كردن هواي شهر!!!

 فكر كنم بچه هايمان فردا در استان بن زندگي كنند ولي هنوزهم مشكلات پابرجا باشد و مهاجرت در جريان.

 

 



تاريخ : سه شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۲ | 8:38 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

رزمنده اي كه خودش گمنام ، ولي عكسش آشنا

رزمنده اي كه عكسش در كشور معروف بوده و در مراسم ها و مناسبت هاي مختلف مثل : هفته دفاع مقدس و هفته بسيج به صورت بنر در امكان مختلف استفاده مي شود،ولي كمتر كسي مي داند اهل كجاست وگمنام مانده است.

پيرمرد رزمنده حاج علیقلي علي بيگي بنی (كه مردم او را در زادگاهش به نام  «عليقلي همّت» مي شناسند) فرزند ميرزاجان متولد 1312ساکن( شهرستان بن) ازتوابع استان چهار محال و بختیاری.

ايشان طي سه دوره يكي در سال 1360 عمليات فتح المبين و در سال 1362 عمليات خيبر و در سال 1365 عمليات كربلاي پنج در دفاع مقدس حضور داشته است و داري 25 درصد جانبازي مي باشد .و هنوز هم در قيد حيات هستند.

عكس ذيل به زبان خودش:« در عمليات خيبر سال 62 در جزيره مجنون سوار بر قايق بوديم كه يك خبرنگار نيز با ما بود كه اين عكس را از ما گرفت . ايشان مي گويد: تمام رزمندگان در اين عكس از استان چهارمحال و بختياري هستند. رزمنده جواني كه كلاه مشكي بر سر دارد اهل شهرجونقان است و دو نفر رزمنده جوان ديگر اهل شهرك (شهر كيان) و چهارمین نفرشهید فردوسی اهل شهرکرد مي باشند . »

ايشان مي گويد: سال 137۱ كه امام خامنه ای(دام ظله)به استان ما سفر كردند سراغ بنده را گرفته بودند و گفته بودند به اين رزمنده بگوييد بيايد پيش من ، من هم به حضور او رفتم  وقتي من در كنار ايشان بودم از ما خيلي عكس گرفتند .كه يك  نمونه از آن عكسها را خودم داشتم كه چند سال پيش به يكي از اقوام كه در اصفهان ساكن هست دادم.»

 

عليقلي علي بيگي بني

حاج علیقلی مي گويد: سفر حج عمره مشرف شده است ولي خيلي دوست دارد سفر حج تمتع برود و چند سال هم هست كه نام نويسي كرده است و تا حالا چندين بار هم اسمش در آمده است ولي به علت مشكل جسمي و كهولت سن به او اجازه سفر به حج تمتع را نمي دهند كه اين آرزو همچنان در دل او مانده است.

حاج نظرعلي نادري بني (حاج نادر) پدرشهيد غلامعلي نادري بني كه ايشان هم اهل شهرستان بن واز فعالان فرهنگي بودند كه چند سال پيش به رحمت ايزدي پيوستند. ايشان مي گفت: متأسفانه در موزه دفاع مقدس تهران اين عكس را بزرگ قاب كرده اند و نام اين پيرمرد رزمنده را نوشته اند (رزمنده اردبيلي) چون در جبهه به زبان تركي صحبت مي كرده به اشتباه  فكر مي كنند اين رزمنده از خطه اردبيل است. ولي اكنون نمي دانيم مسئولين اين موزه اين پيرمرد رزمنده را شناخته اند يا باز هم زير آن عكس عبارت (رزمنده اردبيلي) درج شده اشت . اين رزمنده از ديار شهيد درياقلي سوراني يانچشمه اي است و بايد زير آن عكس در موزه تهران بنويسند( رزمنده بني از خطه چهارمحال)

دوستاني كه در تهران هستند اگر فرصت كردند سري به موزه دفاع مقدس تهران بزنند و سراغي از  عكس معروف بگيرند و اگر هنوزهم اين عكس در اين موزه موجود بود و نام اين رزمنده اشتباه درج شده بود ، مسئولين موزه رادر جريان قرار دهند.

كارت جانبازي حاج علیقلي علي بيگي بنی


ازراست: 1- حاج عليقلي علي بيگي بني 2- خسروسليمي بني 3-حاج محمد حسين ميرزائي بني 4- شهيد آقارضا قراخاني بني 5-


موضوعات مرتبط: رزمنده ی شهر بن
برچسب‌ها: رزمنده شهر بن

تاريخ : دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۲ | 12:25 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

يادش بخير!

يادش بخير چه دوراني داشتيم ما (دهه پنجاه و شصتي ها) ، ساده و كم توقع،با كمترين امكانات بيشترين استفاده هاي خلاقانه ،

 

يادش بخير! (تُرتُره بازي) يه تاير موتور يا دوچرخه برمي داشتيم با يه تكيه چوب تو كوچه ها مي دويدم و مي رونديم و گاز مي داديم مي گفتيم «وان ، وان ،....»

يادبخير! يه آجر بر مي داشتيم و خورجيني كه مادر با پارچه دوخته بود روش مي انداختيم و بار مي برديم.

يادش بخير! قوطي حلبي روغن بر مي داشتيم نخ مي بستيم ، مينداختيم گردنمون ، طبل مي زديم.

يادش بخير! وقتي با دخترا خاله بازي مي كرديم ما مغازه دار مي شديم و اسكناس هامون جعبه باز شدة چوب كبريت بود و پول خوردامون درب فلزي نوشابه.

يادش بخير! يه تكيه چوب بلند برمي داشتيم و يه نخ به سرش مي بستيم و سوار مي شديم و با يه تكيه چوب مي زديم و چهارنعل مي رفتيم.

يادش بخير! يه گچ برمي داشتيم يه مربع مي كشيدم با چند خط داخل آن و با بچه ها «دؤز» بازي مي كرديم.

يادش بخير! با بچه ها دو گروه مي شديم و باهم لگد (تپيك) بازي مي كرديم مثل ورزش تكواندو

يادش بخير! دوتا توپ پلاستيكي مي گرفتيم و يكي را پاره مي كرديم و و دوتا توپ را يكي مي كردم يا گاهي داخل يكي را پر از كيسه نايلون مي كرديم و توي كوچه هاي باريك و خاكي محله فوتبال بازي مي كرديم.

يادش بخير! هر وقت با بچه ها تو كوچه بازي مي كرديم و كشاورزي از باغ برمي گشت اگر ميوه اي داشت مي گفت بچه ها بيايد ميوه بدم ببريد بخوريد. ما هم اتگامونا(جلوي لباس) باز مي كرديم با صفاي كودكي.

يادش بخير! قوطي ها كمپوت و كنسرو را جمع مي كرديم يه جا و يه گله گوسفند داشتيم،داخل آغلي در خيال كودكانه.

يادش بخير! كاردستي هامون هميشه در مدرسه يك تخته پاكن با استفاده از تخته و ميخ و كلاه نمدي بود.

يادش بخير! دركوچه هاي خاكي يا هر وقت به مزرعه اي مي رفتيم « اَكين »( كشت يه محصول) بازي مي كرديم .

يادش بخير! وقتي گل بازي مي كرديم  با گل ، بز و سگ و گرگ يا گاهي چپق درست مي كرديم.

يادش بخير! گاهي بعضي ها نوشابه شيشه اي مي گرفتند و به بچه ها نمي دادند و چايي شيرين درست مي كردند مي ريختند داخل شيشه ومي گفتند بچه ها نوشابه همينه.

يادش بخير! وقتي بچگي ها گشنه مي شديم به نون روغن نباتي يا ماست مي ماليدند مي دادند مي خورديم.

يادبخير! شكر مي ريختيم داخل ماست و ماست شيرين درست مي كرديم مي خورديم.

يادش بخير! نون خشكه با خاكه قند داخل هاونگ سنگي مي كوبيديم وآرد مي كرديم ومي خورديم.

يادش بخير! كفش هاي لاستيكي! كه هر وقت پاره مي شد، سيخ داغ مي كردند و با يه تكه لاستيك ديگه وصله مي زدند.

يادش بخير! هرقت مي خواستيم از روي يه منظره اي نقاشي كنيم برگه دفتر نقاشي را نفت مالي مي كرديم ، مي گذاشتم روش و كپي مي كرديم.

يادش بخير! بازي هفت سنگ و هفت چوق و چاله و قوه (باطري)

يادش بخير! يادش بخير به كتابامون كش مي بستيم ، مي رفتيم مدرسه.

يادش بخير! بچه بوديم مي رفتيم تعزيه ، از شمر مي ترسيديم.

يادش بخير! « قُوت شانسي» كه داخلش آرد نخودچي بود با يه گلوله (گوي شيشه اي) . و اون كام هايي (شكلاتي هايي )كه شكل ماهي بود.

يادش بخير! خرمن بره كه مي دادند،  مي داديم خربزه مشهدي مي گرفتيم.

يادش بخير! قره قورت مي زديم روي ناخن انگشت شصت و مي خورديم.

يادش بخير! هروقت دوستي جايي مشغول خوردن تخمه بود. دستمون را جلوش مي گرفتيم و مي گفتيم « توكوش ، توكوش».

يادش بخير! هروقت جايي دعوايي مي شد مي گفتيم «جَر دوشده ، پيچ گوشده ، آچار فرانسه دوشده»

يادش بخير! تونیمکت ها باید چهار نفری می نشستیم حتي وسط كلاس هم نيمكت مي چيديم بعد موقع امتحان دو نفر باید می رفت زمين مي نشست.

يادش بخير! سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ

يادش بخير! تلوزيون هاي سياه و سفيد كوچيك که دو تا کانال بیشترنداشت، کانال یک و کانال دو .

 يادش بخير! با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه .

يادش بخير! تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم .

يادش بخير! اون موقع ها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم .

يادش بخير! اون موقع برگه امتحانی باید خودمون می بردیم برای امتحان که برگه های امتحانی بزرگی که سربرگشون آبی رنگ بود و بالای صفحه بزرگ نوشته بود. “برگه امتحان” که از بقال سر کوچه می گرفتیم

يادش بخير! ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزه ام بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه.

يادش بخير! روي برف دوشاب ( شيره انگور) مي ريختيم مي خورديم.

يادش بخير! مي گفتيم هركي وسطه زن اسده

يادش بخير! كرسي ، بخاري نفتي ،چراغ موشي ، چراغ علاءالدين،چراغ توري.چراغ مركبي

يادش بخير! هروقت برق مي رفت ، چراغ مركبي روشن مي كرديم و با سايه شكلك در مي آورديم.

يادش بخير! سرسره بازي تو تپه قارايال.

يادش بخير! درب چوبي خونه ها.

يادش بخير! با بچه ها نون و پنير بر مي داشتيم مي رفتيم صفا.

 يادش بخير!( اَلي جان ، ديلي جان ، قارا قابلاما كوپ)

يادش بخير!...

بقیه را شما بگید...

 


برچسب‌ها: يادش بخير

تاريخ : چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۲ | 10:38 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

عزاداري بني ها در مشهد مقدس

منبع: pesar-beni.blogfa.com


بقيه در ادامه مطلب...



برچسب‌ها: عزاداري بني ها در مشهد مقدس

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه چهاردهم دی ۱۳۹۲ | 16:19 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

خاطرات شيرين من از شهر بن

هيچوقت خاطرات شيرين اون روزها از يادم محو نميشه ، بچه سال که بوديم موقع مسافرت به سرزمين مادري از خوشحالي تو پوست خودمون نمي گنجيديم ، اينقدر خوشحال بوديم انگار دنيا را بهمون داده بودند .

چه حالي ميکرديم اي خدا ، آخه قرار بود چند روزي رو بريم بن ، گردش و تفريح ، شهريور ماه رو که نگو و نپرس ، مخصوصا موقع گردو تکوني ، باش باغ و گديک و جيغيد.

خاطرات يه کم عقب ترش رو تو ذهنم ريکاوري ميکنم ،  خدا رحمت کند اموات همه دوستان و اقوام و همشهريان عزيزم را ، آرزو به دل موندم آبّا يه روز منو سوار خر بکنه و من رو ببره باغ ، ولي اون خدا بيامرز خيلي از شيطوني هاي من عاصي بودش ، ميگفت اين پسره تخس و شيطونه .

آي خداي بزرگ چقدر زود گذشت اون روزها به خدا دلم خيلي گرفتش وقتي دارم امشب از اون روزها مينويسم .

يادش به خير در چوبي خونه آبا اينا ، وارد ميشديم طويله تو دالان ورودي خونه بودش آخ که چقدر دنبال بزغاله ها ميکرديم اون بزغاله سفيده مال من بودش و هنوز که هنوزه ميگم.

اي خدا کاش سقف آرزوهامون هميشه اونقدر بود ، اي خدا چه قشنگ يادم مونده بازي کردن تو حياط با مجتبي و مهدي و ساير بر و بچه ها ، خدايا چه طعم و عطري  داشت اون نون تازه ، تنورزيرزميني که جاش تو راهرو جلو اتاق هاي طبقه بالا خونه بودش و هنوز يادمه آنا چه نون هايي درست ميکرد و چه عطري داشت .

ميرفتيم خونه عمه جان ، تو مسير چقدر دلم ميخواست از تو دالان ها رد بشيم ،خونه اي که مشرف به کوه بن بود ، کوهي که چقدر حال ميکرديم از نگاه کردن بهش، هميشه ميگفتم تو اون اتاق سفيده در دامنه کوه چه خبره ؟ کاش ميشد برم اونجا ،آخ که چقدر عمه جانم مهربونه.

آي خدا ، هنوز قشنگ خاطرمه روزي که قيچي رو برداشتم و نخهاي دار قالي را قيچي کردم و واي خدا عمه جونم بعد که ديد و فهميد بوسم کرد و گفت فدا سرت عمه ، اين بار گذشت ولي ديگه اين کار رو نکني عمه و البته بعد ها فهميدم چه کار وحشتناکي ! کردم

خدايا صفا اون روزهايي که چقدر دلمون ميخواست موقع اومدن تخم مرغ بومي از خونه عمه بياريم و البته بيشتر صفا دل پسر عمه هاي عزيزم که نه نميگفتند  ، چه زود گذشت روزايي که ازشون خواهش تمنا ميکردم منو هم ببرن گرداب با هم ماهي بگيريم چه لذتي داشت گرداب رفتن .

چه حالي ميکرديم باهاشون ميرفتيم باغ و خدا گواهه هنوز عطر و طعم اون گوجه هاي پي اس خوشمزه اي که يه دونش آدمو سير ميکرد از يادم نرفته .

خدا جون چي ميشد بازم برگردم به اون روزا که سوار نيسان ميرفتيم باش باغ و جغيد صبح زود برا گردو تکوني ، باش باغ که يادش به خير ، از بالاي کوه که ماشين پارک ميکرد ، دونه دونه پيچ ها رو ميومديم پايين ته دره و انگار همين ديروز بود که از سرازيري سر خوردم ته دره و سرم شکست.

خدايا! چي ميشد يه لحظه برگردم به اون روزها با صفايي که با هيچ چيز قابل مقايسه نيست ، اين طرف اون طرف دنبال گردو جمع کردن و دست آخر «تاس کبابي» که هنوز طعم لذيذش زير دندونامه، همون باش باغي که دو سال قبل هم اومدم و افسوس و صد افسوس که آب نهرش که هنوز ياد خنکاي آب آن لرزه بر تنم مي اندازه ، خشکيده بود .

خدايا خيلي دلم تنگ شده برا يه ليوان آب اون قناتي که تو مسير بود و رد خور نداشت ، از مسير باش باغ رد بشيم و يه ليوان از اون آب گوارا نخوريم، به خدا تو اين سرماي خشک چه حالي ميده.

بن عزيز سرزمين مردان غيور ، افتخار ميکنم به خاکت به صفاي مردمانت افتخار ميکنم به از دو طرف «بني» بودنم افتخار ميکنم به پسوند بني فاميليم ولو اينکه متاسفانه در برخي مدارکم «نبي» شده ، ولي اينقدر اسمت برام عزيزه که پسوند شناسنامه بچه هايم نيز مزين به نام با مسمايت است .

با وجود آنکه سعادت دنيا آمدن  و سکني گزيدن در سرزمين مادري را نداشتم، ولي خودم را از خاکت ميدانم چون از بي هويتي و بي نشاني ميترسم .

بن عزيزم آنقدر برايم عزيزي که با افتخار عکس مناظر زيبايت را به دوستانم در اين شهر دودآلود نشان ميدهم و برايم چه غرور آفرين است آن هنگام که دوستانم از من گلايه ميکنند که چرا يکبارما را به آنجا نميبري .

هنوز که هنوزه له له آن روزها را ميخورم که چه زود گذشت و لحظه شماري ميکنم فرصتي دست دهد که با آمدن به آن خاک پاک آرامشي بي بديل يابم و لذتي ببرم که با چيزي قابل قياس نيست و البته دمي از هواي پاکش استنشاق کنم .


 حميدرضا نادري بني از تهران


برچسب‌ها: خاطرات شيرين من از شهر بن

تاريخ : پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۲ | 17:17 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

دانلود شعر تركي درباره شهرستان بن

هديه اي از طرف ما به تمام همشهريان ودوستداران اين وبلاگ

جهت دانلود فايل صوتي شعرتركي درباره شهرستان بن روي لينك زير كليك كنيد


«دانلود شعرتركي شهرستان بن»





موضوعات مرتبط: دانلود شعر تركي درباره شهرستان بن
برچسب‌ها: دانلود شعر تركي درباره شهرستان بن

تاريخ : چهارشنبه چهارم دی ۱۳۹۲ | 19:15 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

عكس هايي از دانش آموزان دهه پنجاه و شصت ، در شهر بن


«عكس ها از خسروسليمي بني»



براي ديدن بقيه عكس ها روي ادمه مطلب در زير كليك كنيد.


موضوعات مرتبط: عكس هايي از دانش آموزان دهه پنجاه و شصت
برچسب‌ها: عكس دانش آموزان قديمي شهر بن , مدرسه شهر بن

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۲ | 9:21 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

دخترنوجوان بني در تيم ملي جودو

زهرا نادری بني دختر نوجوان شهرستان بن با عضویت در تیم ملی جودوی کشور به مسابقات جودوی قهرمانی نوجوانان و جوانان آسیا اعزام شد.


 این ورزشکار از جودوکاران وزن منفی 57 کیلوگرم برای حضور در پیکارهای قهرمانی آسیا به میزبانی چین در ترکیب تیم اعزامی کشور قرار گرفت.

بنابراین گزارش، نادری پیش از این نیز در رقابت های قهرمانی2011 نوجوانان آسیا که در کشور لبنان برگزار شد، به نشان نقره دست یافت.

رقابت های جودو قهرمانی نوجوانان و جوانان آسیا طی روزهای 20 تا 22 آذرماه به میزبانی چین در جزیره ˈهاینانˈ از استانˈهایکوˈ برگزار خواهد شد.


قابل توجه مسئولين محترم:
شهربن نيازمبرم به يك ورزشگاه مختص بانوان دارد لطفاً دربرنامه هاي آينده در دستور كار قرارگيرد...


برچسب‌ها: دخترنوجوان بني در تيم ملي جودو

تاريخ : دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۲ | 10:42 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

زبان ترکی در چهارمحال

وقتي درجاي جاي اين كشورعزيز صحبتي از استان( چهارمحال و بختياري) مي شود مردم ديگر نقاط كشورفكر مي كنند كه اين استان به زبان بختياري( لُري )تكلم مي كنند وشايدكمتري كسي مي داند كه حدود 30درصد مردم اين استان به زبان شيرين تركي تكلم دارند.

استان چهارمحال و بختياري از دوبخش (چهارمحال ) و (بختياري) به وجود آمده است ، چهارمحال به محال:( لار ،كيار، ميزدج و گندمان) اطلاق مي‌گردد. برخي ساكنان محال لار و كيار و گندمان داراي گويش فارسي هستند و نژاد آنها نيز فارسي اصيل است و در بعضي از شهرها و روستاهاي تابعه (چهارمحال) مردمان ترك زبان ساكن هستند اين مردمان از نژاد ترك و داراي گويش تركي هستند با توجه به اين كه جايگاه ديرينه اقوام ترك تركستان و آذربايجان مي‌باشد.

 جاي سوال است كه ترك زبانهاي ساكن نواحي مركزي ايران خصوصا تركان ساكن چهارمحال از چه زمانهايي به اين نواحي آمده‌اند بنابر قرائن موجود و سياسي كه حكام و شاهان در سركوب اقوام مختلف اعمال مي‌نمودند مي‌توان ادعا نمود كوچ اقوام ترك از شمال به نواحي مركزي ايران دليل اساسي داشته است.

 احتمالا در زمان حكومت سلسله هاي ترك سلجوقي، غزنوي و خوارزمشاهي به خاطر نفوذ بيشتر در نواحي مركزي اقوام ترك به مركز كوچانده شده باشند. اين نظر نيز وجود دارد كه به خاطر سركوب طوايفي كه با حكومتها بناي مخالفت و سركشي را مي‌نمود اين طوايف از موطن اصلي خود به نقاط ديگر كوچانده شده‌‌اند.

 همانگونه‌كه نادر شاه طوايفي از بختياري‌ها را به خراسان كوچ داد در عهد سلطنت ملكشاه سلجوقي كه مركز حكومت او اصفهان قرارداشت و از پادشاهان تركان در اصفهان و نواحي اطراف آن زمينه مساعدي براي نفوذ و اقامت پيداكردندكه شايد تركان امروزي در چهارمحال در آن عصر در اين نواحي وطن گزيده‌اند.

در سال ۱۰۳۳ هق‌قريب ۷۰ هزار نفر ارمني و آذربايجاني به داخل نواحي مركزي ايران تبعيد شدند در سال ۱۰۳۳ هق عده زيادي گرجي به مركز تبعيد شدند همچنين در سال ۱۰۲۸ هق ۵۰ هزار نفر از آذربايجان و ارمنستان به داخل ايران كوچانده شدند.

در حال حاضر ساكنين (چهارمحال )عبارتند از مردماني با گويش‌ فارس و تركي ، ترك هاي قشقايي در منطقه بروجن و سامان و ديگرمناطق و ترك هاي عثماني وآذربايجاني در منطقه بن ساكنند.

 منبع: سايت استانداري چ و ب


 شهرها و روستاهاي ترك زبان چهارمحال و بختياري:

 شهرستان بن: *شهر بن  و  روستاهاي :1- يانچشمه 2- حيدري  3 – آزادگان  4 - پهنا 5 – تومانك 6- لارك  7 -بارده 8- و بخشي از روستاي جمالو

شهرستان سامان: *شهرسامان و روستاهاي:1-هوره2 - چم جنگل 3-چم خليفه 4 – سوادجان 5 – ايلبگي 6 -چم چنگ 7 -شوراب صغير 8-محمدآباد 9-چلوان 10-چمزين 11-چم خرم 12-كاهكش 13-چم ناز 14-قراقوش 15-گرمدره 16-صادق آباد 17-قوچان 18-ماركده 19-ياسه چاه 20- دشتي 21-چم كاكا

شهرستان شهركرد: بخشي از شهرشهركرد به علت مهاجرت جمعيت قابل توجهي از شهرستان بن وسامان و... به اين شهر و *شهر كيان ، شهرطاقانك ، شهر سودجان و روستاهاي: 1 –هرچگان 2-پيربلوط 3-كاكلك 5-بهرام آباد 6 –مرغملك  7-اوچ بغاز  8-اشكفتك 9- آقبلاغ

شهرستان بروجن: بخشي از شهر بروجن و *شهربلداجي ، شهرفرادنبه ، شهر سفيددشت ، شهرنقنه  و روستاهاي 1- آقبلاغ 2 -علي آباد 3- معموره

شهرستان فارسان: *شهرجونقان

شهرستان كيار: *بخشي از شهر شلمزار و روستاي قلعه تك

شهرستان لردگان:  روستاي ده تركان


شايد مناطق ديگري هم دراين استان باشد كه از قلم افتاده باشد كساني كه اطلاع دارند اعلام كنند تا اضافه كنيم.


برچسب‌ها: زبان ترکی در چهارمحال

تاريخ : دوشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۲ | 9:6 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

هفته بسيج بر بسيجيان عاشورايي گرامي باد

بسيجيان شهر بن در هشت سال دفاع مقدس


عكسها از جعفرقلي حيدري بني

براي مشاهده عكس ها روي ادامه مطلب در زير كليك كنيد.


برچسب‌ها: بسيجيان قديم شهر بن

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه سوم آذر ۱۳۹۲ | 18:30 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

عكس هايي از دلاور مردان بسيجي قديم شهر بن

به مناسبت هفته بسيج

شناسايي عكس ها با خودتان در بخش نظرات قيد كنيد تا ديگران هم بشناسند.



براي مشاهده عكس ها روي ادامه مطلب در زير كليك كنيد.


موضوعات مرتبط: دلاور مردان بسيجي قديم شهر بن
برچسب‌ها: دلاور مردان بسيجي قديم شهر بن

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه سوم آذر ۱۳۹۲ | 12:42 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

عكس هاي از عزاداري محرم و عاشورا در شهر بن 1392



براي ديدن عكس هاي بيشتر روي ادامه مطلب در زير كليك كنيد...



موضوعات مرتبط: عكس هاي محرم و عاشوراي شهر بن 1392
برچسب‌ها: عكس هاي از عزاداري محرم و عاشورا در شهر بن 1392

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۲ | 8:44 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

محرم و عزاداري در شهر بن

 

 عکس صبح عاشورا در گرداب بن


محرم در شهر بن

مراسمات ماه محرم در شهر بن يكي از پرشور ترين مراسمات ماه محرم در كشور تلقي مي شود. اين مراسمات بعد از عيد غدير بابرافراشته شدن علم ها كه گاهي ارتفاع آنهابه سي متر مي رسد و در كشور بي نظير است شروع مي شود.

و از اول ماه محرم برنامه هاي سينه زني – زنجير زني – نمايش تعزيه كه روزها در خيابان ها به صورت راهپيمايي حركت مي كنند و شب ها در مساجد وحسينيه آغاز مي شود .

مردم بن در هركجاي ايران كه باشند درروز تاسوعا وعاشورا به شهر بن سفر مي كنند تا عزاي امام حسين (ع) را در زادگاه خود باشند ودرشب عاشورا علم هاي برافراشته شده به چشمه آب گرداب بن كه تالابي پر از آب است برده مي شود و به آب زده مي شود.

در مورد علم ها دومورد عقيده بين مردم وجود دارد: ((اول اينكه مردم عقيده دارند در زمانهاي قديم اين برنامه هر ساله برگزار مي شده يك سال در ماه محرم برف عظيمي مي بارد كه مردم نمي توانند شب عاشورا علم را به گرداب بن ببرند وقتي صبح مردم از خواب بيدار مي شود روي برف جاي كشيده شدن علم ها را مي بينند و عقيده دارند علم ها خود كشان كشان روي برف به گرداب رفته اند و دوم اينكه در زمان قديم علمي متعلق به سيدي بوده وقتي علم را به حركت در مي آوردند زمین می خورد و چوب علم مي شكند واز آن خون جاري مي شود و بعد از آن هرگاه علمي به زمين مي خورده ، همان جا گوسفندي را قرباني مي كردند.))

 مردم تاصبح در گرداب بن برنامه عزاي امام حسين (ع) برگزار مي کنند و صبح با طلوع آفتاب و با زدن گل بر سر و سينه زنان همه با هم با علم هاي در دست  از طرف خيابان جانبازان به سوي داخل شهر رهسپار مي گردند .

در مسير حركتشان در منزل چند سيد توقف مي كنند و عرض ادب و سلام مي دهند( مطالبي كه در اين رابطه خوانده مي شود مثل: سينه زنان آمديم آقا سلام عليك – ما گل زنان آمديم آقا سلام عليك – گريه كنان آمديم آقا سلام عليك) مانند منزل سيدعلی اکبر موسوي – منزل سيدهژبر مرتضوی معروف به حجبر- ودر پايان به جلوي درب سيد حاج آقامحمد مرتضوي مي رسند .

 سيد بزرگوار كه از بزرگان شهر بن هستند براي مردم سخنراني و مرثيه سرايي مي كنند  كه مردم به عشق امام حسين (ع)  به گريه مي افتند. و بعد از آن برنامه هاي هيئت ها آغاز مي شود و تا ظهر عاشورا ادامه دارد. وظهر عاشورا مردم در مساجد گرد هم مي آيند و نماز ظهر عاشورا را به جماعت مي خوانند.

در شام غريبان هيئت هاي عزاداري شبانه در خيابان ها حركت مي كنند . و با روشن كردن شمع به ياد غربت اسراي كربلا به عزاداري مي پردازند. برنامه هاي عزاداري هيئت ها تا پايان ماه صفر ادامه دارد و برخي از هيئت هاي مذهبي با ثبت نام از مردم در ايام اربعين حسيني يا رحلت پيامبر(ص) به مشهدمقدس سفر مي كنند و برنامه هاي عزاداري را در كنار بارگاه ملكوتي امام رضا (ع) برگزار مي كنند.


برچسب‌ها: محرم و عزاداري در شهر بن

تاريخ : یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ | 9:25 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

صرفاً جهت اطلاع:

بعضي از نكاتي كه ما مردم شهر بن بايد در ايام ماه محرم مورد توجه قراردهيم. تا اين عزاداري ها در شهر بن با شوروحال هر چه بهتر و بيشتر برگزار گردد.

*  اولين نكته اي كه همه مردم و هيئت ها بايد توجه داشته باشند وحدت و انسجام بين كليه هيئت ها است با اينكه در شهر بن حدود 20 هيئت عزاداري فعاليت مي كنند و متأسفانه هيچ گونه وحدت و انسجامي بين آنها وجود ندارد. وهر هيئت در طول اين دهه براي خود حركت كرده و به طور جداگانه عزاداري مي كنند. بايد از ظرفيت كليه هيئت ها استفاده نمود و حداقل براي چند ساعتي كليه هيئت ها باهم در يك مكان گرد هم آيند و با جمعيتي پرشور و يك صدا با هم عزاداري نمايند كه اين همكاري كليه هيئت ها را مي طلبد كه در روز تاسوعا يا عاشورا همه با هم گردهم آيند و لحظه اي در كنار هم،  همه با هم براي امام حسين(ع) عزاداري نمايند . كه پيشنهاد ما همان صبح روزعاشورا هست كه مردم و كليه  هيئت ها خود جوش در مقابل منزل سيد بزرگوارحاج سيد محمد مرتضوي گرد هم مي آيند،  كه بايد اين گردهمايي لحظه اي نباشد و كمي ادامه پيدا كند و با مداحي چند نفر اين مراسم ادامه پيدا نمايد و در همان جا يا مكان بهتري سينه زني و گل زني براي امام حسين (ع) باشد . و عصر عاشورا و شام غريبان دوباره هيئت ها مي توانند جداگانه عزاداري نمايند.

 

*  قرباني كردن گوسفند در دهه اول محرم در جلوي حركت هيئت ها يكي از آداب و رسوم شهر بن است كه گوسفندي را نذرامام حسين (ع) مي كنند و آن را قرباني مي نمايند و گوشت آن را بين مردم و نيازمندان توزيع مي كنند. ولي نكته اين است كه يكي ازمعضلات و صحنه هاي تأسف برانگيزي كه درماه محرم در شهر بن اتفاق مي افتد سلاخي كردن گوسفندان توسط قصابان و برخي از مردم درمسير حركت هئيت ها در خيابان ملت و مدرس است. كه صحنه هاي خيلي بدي را جلوه گر مي نمايد. از بوي بد تفاله هاي داخل شكم و روده هاگرفته تا آلوده شدن پياده روها و خيابان ها به همين تفاله ها و خون ها است. كه دراين ماه در شهربن به علت زبان زد بودن عزاداري مسافران و گردشگران و عكاسان وخبرنگاران از سراسر كشور به  شهر بن مي آيند ولي با صحنه هاي بد و چندش آوري مواجه مي شوند. كه از نظر بهداشتي هم خطر بزرگي براي سلامتي مردم ايجاد مي كند. جا دارد مسئولين ذيربط با تهيه مكاني مناسب اين سلاخي ها در مكاني دوراز مسير حركت هيئت ها انجام شود يا حداقل با اخطار دادن و تذكر اين عمل در منازل خود اشخاص صورت گيرد.

 

*  جوانان و نوجوانان شهر بن با فرا رسيدن ماه محرم با شوق و اشتياق فراوان و با عشق حسيني اقدام به برپايي علم هايي در اندازه و رنگ هاي مختلف مي نمايند. كه شوروحالي مضاعف به مراسمات عزاداري در شهر بن مي دهد. كه اقدام آنان بسيار قابل تحسين مي باشد. ولي نكته اي كه همه ما بايد بدانيم اين هست كه اين علم با اين وضع گراني و مشكلات مالي و فشار برخانواده ها ، هزينه هاي بسياري دارد. برخي از درست كنندگان اين علم با تمام عشق و وجود اين علم ها را برپا مي كنند، ولي بعداز محرم و صفر انگار يادشان مي رود كه روزي علمي برپا كرده اند ، و بايد پارچه هاي آن باز شوند تا سال بعد دوباره استفاده گردند، تا زير آفتاب رنگ نبازند. و آنقدراين علم هاي حسيني در كوچه پس كوچه ها و خيابان ها در كنار تير برق ها انتظار مي كشند ولي كسي سراغشان نمي رود و شهرداري مجبور مي شود به خاطر جشن هاو ميلادهاي بعد از محرم و صفر آنها را جمع آوري نمايد. ازجوانان و نوجوانان انتظار داريم با همان شورحالي كه علم ها را درست نمي نمايند با همان شوروحال نيز بعداز محرم و صفر علم ها را بازنمايند تا سال بعد دوباره استفاده نمايند و مجبور نشوند با اين وضع اقتصادي خانواده ها دوباره پارچه هاي نو خريداري نمايند.

 

*  برخي از هئيت ها اقدام به خريداري دهل هاي غول پيكر و بزرگ مي نمايند. و چون هيئت ها پشت سر هم حركت مي نمايند هيئتي كه داراي اين دهل بزرگ نيست از نظر نظم زنجيرزني به هم مي خورد چون صداي دهلش به گوش كسي نمي رسد و از همه مهمتر اين امر باعث ايجاد آلودگي صوتي مي شود و صداي نوحه خوان ها هم به گوش كسي نمي رسد و اين يعني هيچ نوايي از حسين (ع) نيست جز صداي گوش خراش دهل ها ، كاش مي فهميديم نوحه خوان از مصيبت حسين (ع) چه مي خواند.

 

*  نذري دادن يكي از آداب و رسوم قديمي در شهر بن است. بخصوص در ماه محرم كه برخي عزاداران حسيني هيئت ها و مردم را به شام دعوت مي نمايند.و به عزاداران حسيني خوش آمد مي گويند و از آنها پذيرايي مي نمايند.و مردم شهر بن عقيده دارند كه غذاي سفره نذري ، شفاي مريضان و رفع گرفتاري گرفتاران است . در اينجا نكته اي كه قابل توجه است تمركز اكثر نذري ها در دهه اول ماه محرم و بخصوص شب تاسوعا و عاشورا است.

كه حتي در يك محله يا كوچه چندين سفره نذري برپا مي باشد. كه برخي اوقات مردم با اينكه نذري مي خورند مي توانند،  منزل هم ببرند كه اگر در يك خانواده چند نفري ، چند نفر نذري بگيرند در طول اين دهه يخچال ها پر مي شود از برنج نذري كه گاهي اوقات خورده نمي شود و متآسفانه دورريز مي شود. واين اسراف هيچ گاه مورد قبول اسلام نيست . كساني كه قصد دارند نذر نمايند و نذري دهند به علت اينكه ظرفيت نذري دادن در دهه اول محرم بخصوص تاسوعا و عاشورا در شهر بن پرشده است .و باعث اسراف نشود مي توانند، حداقل نذري هاي خودرا در روزهاي اول اين دهه بدهند يا  نذري ها خود را براي ايام ديگر در طول سال قراردهند و يا كساني كه صيغه نذر را جاري نكرده اند مي توانند با مشورت علما زمان نذر خود را تغيير دهند. همان طور كه ما در ايام شهادت امام حسين (ع) نذري مي دهيم چه اشكالي دارد در ايام شهادت ديگر معصومان (ع) نيز نذري دهيم يا حتي ميلاد اين ائمه(ع) و بخصوص ميلاد امام حسين (ع) و ميلاد حضرت ابوالفضل(ع) و مردم مي توانند از اين غذاي تبركي و نذري درطول سال استفاده نمايند.

 

يكي ديگر ازنكاتي كه مردم بايد توجه داشته باشند گوسفند گرداني در ماه محرم است .كه باعث آلودگي مسير حركت هيئت ها مي شود و ترافيك حركت هيئت ها را دوچندان مي كند. به جاي اين عمل مي توان به شكل ديگر عزاداري نمود كه مورد آزار و اذيت ديگران نشد.


* نكته اي ديگر اينكه در ايام محرم و بخصوص روزتاسوعا و عاشورا 50 درصد مردم عزاداري مي نمايند و 50 درصد هم تماشا مي كنند كه اي كاش همه باهم اجتماع عظيمي تشكيل مي دادند و براي امام حسين(ع) عزاداري مي نمودند.




تاريخ : پنجشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۲ | 18:30 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

محرم در شهر بن ، عاشوراي شهر بن ، سال 1391

مراسم (گل زني) و (آقاسلام) و (علم گرداني) محرم در شهر بن به ثبت ملي رسيده است.


توجه: اين پستِ سال گذشته است چون عكس هايش حذف شده بود جهت استفاده عموم دوباره با عكس هاي جديد بروز رساني كرديم.

بقيه عكس ها را در ادامه مطلب مشاهده كنيد.


موضوعات مرتبط: محرم شهر بن ، عاشوراي شهر بن
برچسب‌ها: محرم در شهر بن , عاشوراي شهر بن , سال 1391

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۲ | 9:51 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

پاييز زيبا در شهر بن


بقيه در ادامه مطلب....


برچسب‌ها: پاييز زيبا در شهر بن

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۲ | 19:12 | نویسنده : جعفرنادری بنی |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.