شــهر بــــن - شــهر مــــن

شهرستان بن - دستــان بن

شــهر بــــن - شــهر مــــن

جعفرنادری بنی
شــهر بــــن - شــهر مــــن شهرستان بن - دستــان بن

حاجیه خانم نازبیگم حسین میرزایی بنی تنها بانوي رزمنده استان چهارمحال و بختياري

 
رزمنده مرحومه حاجیه خانم نازبیگم حسین میرزایی بنی فرزند علی جان ، امدادگر شجاع و جانباز 25 درصد، تنها بانوی رزمنده استان چهارمحال و بختیاری در سال های دفاع مقدس است.
 

 8 سال دفاع مقدس اگر چه روایت مردان شجاعی است که دلیرانه جنگیدند اما حدیث ایثار و استقامت زنان با ایمانی هم هست که در جیهه های نبرد حماسه آفریدند.

شیرزنانی که از صبوری و شهامت حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) درس گرفته و دوشادوش رزمندگان اسلام در جبهه های حق علیه باطل، فریاد «هَل مِن ناصر یَنصُرنی» رهبر خویش را لبیک گفتند و ان شاء الله مشمول «... وَ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيماً» (سوره مبارکه نساء/ آیه 95) خواهند بود.

همان ها که حدیث ایثار و استقامتشان را نه با قلم و کاغذ، که با جان و دل باید نوشت و سرود .... 

 بانوی رزمنده و مادر ایثارگر جبهه های دفاع و شهادت

 

مرحومه حاجیه نازبیگم حسین میرزایی بنی فرزند علیجان، رزمنده شجاع 8 سال دفاع مقدس در تاریخ 2 اردیبهشت ماه 1304 در خانواده ای مذهبی در شهر بن از توابع استان چهارمحال و بختیاری به دنیا آمد.

وی، از همان کودکی در هر مراسمی که نامی از امام حسین (ع) برده می شد حضور داشت، عشق و علاقه به سرور و سالار شهیدان (ع) در وجودش ریشه دوانده بود.

مرحومه حسین میرزایی در سن هجده سالگی با فردی به نام نصرالله سلیمی از همشهریان خود ازدواج کرد.

او به عنوان بانویی مؤمنه، باتقوا و دلسوز، علاوه بر اهتمام به نماز، قرائت قرآن و تهجد، همواره در پی رسیدگی به امور فقرا و نیازمندان و محل رجوع بانوان و خانواده ها برای حل مشکلات شان بود.

علاوه بر عشق به امام حسین (ع)، عشق به ولی فقیه زمان، امام خمینی (ره) نیز انگیزه ای شد تا این بانوی مؤمنه در تظاهرات، راهپیمایی ها و مبارزات قبل از پیروزی انقلاب اسلامی علیه رژیم شاهنشاهی پهلوی حضور و نقش فعال و موثری داشته باشد. 

 بانوی رزمنده و مادر ایثارگر جبهه های دفاع و شهادت

  همسر مرحومه حسین میرزایی (مرحوم نصرالله سلیمی) در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 و بعد از سه سال رنج بیماری از دنیا رفت و او را که فرزندی هم نداشت، تنها گذاشت.

با آغاز جنگ تحمیلی در سال 1359، این بانوی ایثارگر که سختی های زندگی از او زنی مقاوم و صبور ساخته بود، با جمع آوری کمک های مردمی به پشتیبانی از جبهه ها پرداخت تا اینکه در تاریخ 18 فروردین ماه 1361 به عنوان امدادگر عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل در جنوب کشور شد.

اخلاص و شوق این بانوی ولایتمدار در کمک به رزمندگان در حدی بود که با فروش منزل مسکونی خود، یک دستگاه آمبولانس خرید و برای کمک به مجروحین به جبهه ها فرستاد.

این بانوی رزمنده اگر چه فرزندی نداشت اما رزمندگان و مجروحین در بیمارستان های شوش، اهواز و سوسنگرد و مراکز درمان صحرایی جبهه ها، او را به عنوان مادری دلسوز می شناختند.

وجود این بانوی امدادگر آن روزها باعث شده بود تا مجروحین جنگی، طعم داشتن مادری دلسوز را بچشند و در لوای مهر و محبت او به درمان و سلامتی برسند.

 

محمد صادقیان از دیار چناران استان خراسان رضوی یکی از مجروحین و جانبازان دفاع مقدس که زندگی خویش را مدیون این مادر مهربان می داند، می گوید:

« در تاریخ 2/ 10/ 61 مجروح شدم و به بیمارستان جندی شاپور اهواز منتقل و تحت مداوا قرار گرفتم. در حال بیهوشی و در حالتی مثل خواب و رویا، احساس کردم مادرم کنارم نشسته و با پنبه ای صورت خون آلودم را پاک می کند. دائم می گفتم: مادر زحمت نکش، خودم صورتم را می شویم. وقتی به هوش آمدم، خانمی را بالای سرم دیدم که اشک می ریخت و دعا می خواند و صورتم را پاک می کرد، احساس کردم مادرم کنارم نشسته. پرسیدم: خانم! شما کی هستی؟ اینجا چه کار می کنی؟ من خواب دیدم مادر خودم صورتم را تمیز می کند، شما دارید زحمت می کشید؟ گفت: من هم مادر توام. من فرزندی ندارم مرا به مادری قبول کن. من هم گفتم: شما مادر من باش. من نوکری شما را می کنم. بعداً متوجه شدم ایشان تمام وقت، زندگی و پول خود را صرف جبهه های جنگ کرده است و حتی بعد از جنگ هم به ایشان سر می زدم. »

این بانوی ایثارگر در تاریخ 15/8/1361 در اثر بمباران شیمیایی در حال خدمت به مجروحین در بیمارستان شهید چمران سوسنگرد از ناحیه سر، چشم چپ و پهلو مجروح و به درجه جانبازی 25 درصد نایل آمد.

حاجیه خانم حسین میرزایی، در طول زندگی بعد از دفاع مقدس، شاهد حضور رزمندگان دفاع مقدس از سراسر کشور بود که به دیدنش آمده، جویای حالش می شدند و خاطرات سال های حماسه و ایثار و استقامت را مرور می کردند.

سر انجام این مادر مهربان و صبور پس از سال ها تحمل سختی و رنج جانبازی، در تاریخ 28 تیرماه 1375 در شهر بن دیده از جهان فرو بست و در جوار گلزار مطهر شهدای این شهر به خاک سپرده شد.

روحش شاد و یادش گرامی باد. 

 از مجموع 2 هزار و 436 شهید استان چهارمحال و بختیاری، 15 نفر شهدای زن هستند که بر اثر بمباران به شهادت رسیده اند.

همچنین چهارمحال و بختیاری دارای 37 جانباز زن می باشد که مرحومه حاجیه نازبیگم حسین میرزایی بنی، امدادگر شجاع و جانباز 25 درصد، تنها زن رزمنده این استان در سال های دفاع مقدس به شمار می آید.

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

 

 


برچسب‌ها: حاجیه خانم نازبیگم حسین میرزایی بنی

تاريخ : سه شنبه دهم شهریور ۱۳۹۴ | 9:13 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

دانشگاه آزاد پرديس شهر بن دانشجو مي پذيرد

دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهركرد(پرديس شهر بن) در رشته هاي زير جهت سال تحصيلي 95-94 بدون آزمون دانشجو مي پذيريد.

1- كارشناسي ناپيوسته عمران گرايش مهندسي اجرايي عمران

2- كارشناسي ناپيوسته مهندسي توليدات گياهي – باغي

3- كارشناسي پيوسته مديريت آموزشي

4- كارشناسي پيوسته تربيت بدني

5- كارشناسي ناپيوسته مهندسي علوم صنايع غذايي

6-كارشناسي علوم كامپيوتر

7- مهندسي تكنولوژي تاسيسات حرارتي و برودتي

8- علمي كاربردي گرافيك(ارتباط تصويري)

9- كارداني تأسيسات نيروگاههاي حرارتي

علاقمندان مي توانند جهت ثبت نام به سايت azmoon.org مراجعه نمايند و درقسمت استان چهارمحال و بختياري واحد شهركرد را انتخاب نمايند.چون دانشگاه آزاد شهر بن در ابتداي راه اندازي مي باشد هنوز زير نظر واحد شهركرد مي باشد.

 

در ضمن علاقمندان مي توانند جهت اطلاعات بيشتر به محل دانشگاه پرديس شهر بن،  (واقع در ابتداي خيابان مدرس) مراجعه كنند.

و يا با شماره تلفن هاي 33722110-038  و 33723110-038  و 09137716414 تماس حاصل نمايند.

 

 

 

 


برچسب‌ها: دانشگاه آزاد پرديس شهر بن

تاريخ : پنجشنبه پنجم شهریور ۱۳۹۴ | 9:31 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

عصر شعر به مناسبت ميلاد امام رضا(ع) در گرداب بن

انجمن ادبي ميرزاحبيب دستان بن با همكاري نماينده اداره فرهنگ و ارشاداسلامي شهرستان بن در روز چهارشنبه ، چهارم شهريورماه سال 1394 ساعت 17 عصر ، جشني همراه با عصر شعر به مناسبت ميلاد باسعادت حضرت امام رضا(ع) در مجتمع تفريحي گرداب بن برگزار مي نمايد.

از عموم مردم شهرستان بن بخصوص شاعران و ادب دوستان دعوت شده است در اين مراسم شركت نمايند.

 

 

 



تاريخ : یکشنبه یکم شهریور ۱۳۹۴ | 16:31 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

يك مشكل در قسمت نظرات

برخي دوستان در اين وب نظر مي گذارند ولي به دست ما نمي رسد كه نمي دانيم مشكل از سايت بلگفا هست يا نظرات درست ارسال نمي شوند ، اگردوستان مشاهده مي كنند كه نظرات آنها تاييد نشده است ، بدانند كه نظرشان به دست ما نرسيده است و دوباره نظر خود را ارسال نمايند. با تشكر



تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۴ | 8:30 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

تلاش براي ممنوعيت تكلم زبان تركي در مدرسه علامه بن درسال 1316

 

 تلاش براي ممنوعيت تكلم زبان تركي در مدرسه علامه بن در سال 1316

 

تاریخ 10/07/1316  دبستان 46 بن

بعد العنوان. محترما گزارش می‌دهد نظر به اینکه در این محل(بن)، گفتگوی اهالی بن به زبان ترکی است و بعضی مطالب را که نمی‌خواهند به دیگران بفهمانند، جار میزنند به لهجه ترکی و این ترتیب مانع پیشرفت کار دبستان است، اگر امر می‌فرمائید، اکیدا قدغن نمائیم که دیگر به زبان ترکی جار نزنند. مدیر دبستان دولتی شماره 46 بن. محل امضاء. مطابق اصل است. صابری19/07/1316

 

 


 

 

باتشكراز ميلاد حيدري بني

 


برچسب‌ها: شهربن

تاريخ : دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴ | 18:18 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

معضل افزايش بي مورد قيمت زمين و مسكن در شهر بن

 

 قيمت زمين و منزل مسكوني در چند سال اخير در شهر بن به صورت سرسام آوري افزايش داشته است و اين قيمت ها نسبت به سالهاي اخير چندين برابرگرديده است. كه نسبت به شهر هاي ديگر اين افزايش قيمت بي مورد است. و اين روند هنوز هم ادامه دارد و اين افزايش باعث مهاجرت جوانان به شهرهاي ديگرشده است.

كه شايد يكي از دلايل آن عدم كارشناسي مناسب و قانوني در قيمت گذاري زمين و مسكن و جو رواني شهرستان شدن بن باشد. كه در اين مورد هيچ نظارتي براي مشاوران املاك صورت نگرفته است و اين عامل باعث آشفته شدن بازار مسكن در شهر بن گرديده است.

و اين افزايش قيمت باعث ايجاد مشكلاتي براي خريداران زمين و مسكن بخصوص جواناني كه در درصدد خريد مسكن هستند گرديده است.كه جوانان شهر بن علاوه بر مشكل اشتغال با مشكل مسكن نيز مواجه شده اند .كه با اوضاع نابسامان اقتصادي خود قادر به خريد و پرداخت قيمت هاي كلان براي مسكن در شهر بن نيستند.

قطعاً این میزان افزایش تورم و گران شدن بی ضابطه و بی قانون مسکن در شهر بن ، تاثیرات و پیامدهای جدی بر زندگی اجتماعی و خانوادگی جوانان دارد.

لذا جا دارد كه مسئولين زيربط هرچه سريعتر از راه قانوني و نظارت بر قيمت ها و كارشناسي ها از روند افزايش صعودي قيمت مسكن در شهر بن جلوگيري نمايند.

 

 

 



تاريخ : شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ | 17:0 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

تصويري زيبا از گرداب بن

 

گرداب زيباي بن

 

عكس از عباس موسوي بني

 

 


برچسب‌ها: گرداب بن

تاريخ : چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۴ | 11:5 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

تاريخچه نخستين جلسات براي ساخت گرداب بن به شكل كنوني


 تاريخچه نخستين جلسات براي ساخت گرداب بن به شكل كنوني

 

 

 بیستمین صورت جلسه فوق العاده

در تاریخ دهم اسفندماه سال 1356 شمسی، جلسه به ریاست حاج محمد باقر نادری و خسرو حسین‌میرزائی و حسینقلی سلیمی و نصرالله حیدری و حاج علیقلی هاشمی تشکیل و نسبت به نامه شماره 16474 شهرداری بن (مذاکره شد) و بدین شرح انجمن (شورای) شهر بن (گزارش می‌دهد:) همانگونه که اطلاع دارید اسفندماه برای آماده نمودن گود درخت و درخت‌کاری مناسب می‌باشد و برای این منظور شهرداری در نظر دارد گرداب را به صورت یک تفریحگاه درآورده و فضای سبز ایجاد نماید که اجرای این طرح و صرف هزینه، بازده خوبی خواهد داشت که بر زیبائی شهر کمک موثری می‌نماید، مخصوصا که در قسمت اول شهر قرار دارد و از لحاظ طبیعت هم زیبا است که برای این کار کمک و خودیاری مردم در بدو امر قرار دارد و خواهشمند است در جلسه مطرح و تصویب شود که طرح فوق انجام  پذیرد و اعضاء محترم انجمن شهر برای عملی نمودن این کار و گود برداری و در اختیار گذاشتن درخت، کمک و خودیاری مردم را جلب نمایند. ضمنا یادآور می‌گردد تعدادی نهال کبوده برای این منظور خریداری شده. شهردار بن، غلام امانی و اعضای انجمن پس از بررسی و رسیدگی به نامه شماره ذکر شهرداری بن مبنی بر ایجاد فضای سبز در گرداب که زمین مورد بحث هم طی صورت جلسه به شهرداری واگذار گردیده، موافقت می نماید که شهردار نسبت به اجرای طرح موردنظر اقدام نماید و اعضاء انجمن شهر برای این منظور از کمک و خودیاری مردم استفاده نموده تا این برنامه به نحو احسن انجام شود و این جلسه که در ساعت چهار بعداز ظهر روز چهارشنبه 10/12/2536(1356ش) تشکیل گردید، در ساعت شش و نیم بعد از ظهر همان روز پایان یافت.

حاج محمد باقر نادری، رئیس                           خسرو حسین میرزائی، نایب رئیس

حسینقلی سلیمی، منشی                           حاج نصراله حیدری، منشی

حاج علیقلی هاشمی، عضو انجمن

 

 

 

*******************

 

 

صورت جلسه

بیست و چهارمین جلسه انجمن شهر بن در ساعت چهار بعدازظهر روز پنج شنبه  (1357ش) در محل شهرداری بن به ریاست حاج محمدباقر نادری و شرکت آقایان خسرو حسین میرزائی و حاج نصرالله حیدری و حسینقلی سلیمی و حاج علیقلی هاشمی تشکیل گردید و نسبت به پیشنهاد شهردار بن به شرح ذیل انجمن شهر بن (گزارش می‌دهد) همانگونه که اطلاع دارید، گرداب درختکاری شده و به صورت پارک درآمده، لذا برای این منظور شهرداری در نظر دارد وسایل پارک نظیر تاب و سرسره و غیره، در پارک مورد بحث، جهت بازی کودکان شهر فراهم آورد و خواهشمند است در جلسه مطرح و موافقت شود تا وسائل فوق خریداری و نصب شود. شهردار بن غلام امانی، مود بحث و تبادل نظر قرار دادند و به اتفاق انجمن شهر بن طرح فوق را تصویب نمودند و این جلسه در ساعت شش و نیم بعد از ظهر همان روز پایان یافت.

حاج محمد باقر نادری، رئیس                 خسرو حسین میرزائی، نایب رئیس

حسینقلی سلیمی، منشی                          حاج نصراله حیدری، منشی

حاج علیقلی هاشمی

 

 

 با تشكرازميلاد حيدري بني

 

 


برچسب‌ها: تاريخچه گرداب بن

تاريخ : شنبه سوم مرداد ۱۳۹۴ | 9:36 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

نكاتي جهت رفع مشكلات گردشگران در تعطيلات عيد سعيد فطر در شهر بن

به مناسبت تعطيلات عيد سعيد فطر  و به علت خوب بودن آب و هواي استان چهارمحال و بختياري بخصوص شهرستان بن در اين ايام مسافران زيادي به شهر بن مسافرت نمودند.

كه بيشترين مسافران شهر بن در گرداب بن و پارك ملت شهر بن حضور داشتند و از طبيعت دلرباي اين شهر استفاده نمودند.

بنده به عنوان يك همشهري برخي نواقص ها را مشاهده نمودم كه جهت رفع آن توسط مسئولين در سالهاي آينده لازم دانستم در اين جا به نكاتي از آنها اشاره نمايم.

1- آماده باش ضعيف مسئولين جهت رسيدگي به مسافران و رفع مشكلات آنها.

2- عدم وجود راهنمائي هاي مناسبت در ورودي شهر جهت اطلاع رساني به مسافران و آدرس دهي به آنها.

3- به علت اينكه نمازخانه گرداب بن در كنار جايگاه CNG   قراردارد ، مسافران زيادي جهت استفاده از نمازخانه و سرويس هاي بهداشتي به اين مكان مراجعه مي كردند ، ولي آب اين مكان به كلي قطع بود و مسافران با مشكل مواجه مي شدند. حرف ما اين است يا مشكلات اين نمازخانه را حل نمايند يا به طور كلي آن را جمع كنند.

4- ورودي هر ماشين سواري به گرداب پنج هزار تومان بود كه نسبت به دريافت هزينه ورودي خدمات دهي مناسبي در اين مكان تفريحي صورت نمي گرفت.

5- عدم وجود بازارچه مناسب در گرداب بن و پراكنندگي كسبه و دست فروشان در گرداب كه باعث ايجاد ترافيك و بي نظمي در اين مكان مي شد.

6-  وجود يك سرويش بهداشتي مشترك زنانه و مردانه در پارك ملت بن كه مايه تأسف براي مسئولين است. كه مي توانستند در اين شرايط از سرويس بهداشتي سيار استفاده نمايند كه هيچ اقدامي در اين مورد صورت نگرفت.

7- به علت اينكه در چنين ايامي مسافران زيادي به گرداب بن و پارك ملت شهر مسافرت مي كنند ، حتما ضروري است كه حداقل براي دو روز يك كارگر جهت نظافت سرويس بهداشتي و محوطه ها حضور داشته باشد. كه هم با نظافت اين اماكن از مشكلاتي بهداشتي جلوگيري شود و هم باعت تميزي و جلب رضايت مسافران گردد.

8- پارك بازي بچه ها  هم در گرداب بن به غير از سرسره چيزي ديگري ندارد كه انگار بايد بچه از همان ايام كودكي حركت در شيب ملايم نه !!! بلكه حركت در شيب تند را ياد بگيرند.

9- نكته اي هم كه بايد مردم به آن توجه كنند اين است كه به علت اينكه حجم انبوهي مسافر در گرداب بن در ايام تعطيلات عيد سعيد فطر حضوردارند. لازم است كه مردم در اين ايام كمتر به گرداب بن بروند. چون مسافراني كه از راه هاي دور به اين مكان مسافرت مي كنند با كمبود جا و محل اسكان مواجه مي شوند و لازم است در اين رابطه مردم شهر بن ميهمان نوازي كرده و مكان ها و نشيمن گاه هاي گرداب را اشغال ننمايند و با تردد موتورسيكلت ها و خودروهاي شخصي خود باعث ايجاد ترافيك كاذب نگردند.

 

 

 


برچسب‌ها: گردشگران شهر بن

تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۴ | 10:6 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

به ياد برخي از اشخاص قديم شهر بن

ياد همه در گذشتگان شهر بن گرامي و روحشان شاد و خداوند همه را مورد رحمت و مغفرت خود قرار دهد.

برخي از اشخاصي كه عكس هاي آنها را در دسترس داشتيم جهت ياد آنها در اين پست قرارداديم و اگر كسي افراد معروفي مي شناسد عكس هايي از آنها به دست ما برساند تا در اين وبگاه درج نمائيم.

 

 

 

مرحوم يحيي حيدري بني(يحيي درويش)

******************

 

اذان گوي معروف شهر بن مرحوم حاج احمدسليمي بني

 

*****************

مدافع قديم شهر بن در برابر خوانين ظالم مرحوم حاج سيف الله حيدري بني

*******************

 

استادآهنگري مرحوم حاج قربانعلي براتي بني(قربان آهنگر)

 ***********

 

 

كهن سال ترين اذان گوي شهر بن مرحوم رضاقلي احمدي بني

*****************

 

مرحوم ملّا حسينقلي رياحي بنی استادكار چاپ قلمكار روي پارچه ( چيتگري)

**************

 

يكي از سادات معروف شهر بن مرحوم سيدرضا مرتضوي بني

***************

 

استاد موسيقي كمانچه شهر بن مرحوم نجفقلي ماهوري بني

****************

 


برچسب‌ها: اشخاص قديم شهر بن

تاريخ : یکشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۴ | 18:33 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

عكسي زيبا از گرداب شهر بن

سلام ما برگشتيم ، مدتي بود كه سايت بلگفا مشكل فني داشت و ما نمي توانستيم به روز كنيم ، خوشحالم كه اين مشكل رفع شد تا ما بازهم بتوانيم درخدمت شما باشيم . نماز و روزه هاي همگي شما قبول درگاه حق.

 درضمن پست هاي سال 93 و 94 اين وبلاگ توسط سايت بلگفا حذف گرديده است.

 

عكس از مجيد طادي بني

 

 


برچسب‌ها: عكس گرداب بن

تاريخ : چهارشنبه دهم تیر ۱۳۹۴ | 18:15 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

عكس هايي زيبا از شهر بن شهر من

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عكس ها از فضل الله اماني بني

 

 


برچسب‌ها: تصاوير زيبا از شهر بن

تاريخ : چهارشنبه دهم تیر ۱۳۹۴ | 18:5 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

عكس هايي زيبا از سد دوم گرداب بن

 

سد دوم گرداب بن

 

 

 

 

عكس ها از عباس موسوي بني

 

 


برچسب‌ها: سد دوم گرداب بن

تاريخ : سه شنبه نهم تیر ۱۳۹۴ | 10:21 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

يا حضرت علي النقي (عليه اسلام)

به اطلاع همشهریان عزیز میرساند طی توهین بی سابقه به ساحت مقدس حضرت امام علی النقی علیه السلام که توسط مزدور خوک صفت انگلیسی شاهین نجفی صورت گرفته است ، زمانی که اسم مقدس این امام معصوم را با نامهای نقی و امام نقی در جست و جوگر گوگل سرچ میکنیم ، همراه با چهره ها و عکسهای زننده ظاهر میشود.. توجه داشته باشید دوستانی که وب دارند پوسترهای زیبا از امام هادی علیه السلام را با برچسب هادی نقی , naghi , امام نقی , imam naghi , امام نقی(ع) , emam naghi در وب خود قرار دهند تا از ادامه این حرکت زشت جلوگیری شود..این مطلب را گسترش دهید.
برچسب‌ها: هادی نقی , naghi , امام نقی , imam naghi , ع

تاريخ : پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ | 18:3 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

تغيير شهرداري شهر بن

شنيده ها حكايت از آن دارد كه شهرداري شهر بن (جناب آقاي مهندس ارژنگ) آماده رفتن است درحالي كه شهردار جديدي تعيين نگرديده است!


به نظرشما، شهردار تمايل همكاري با شوراي اسلامي شهر را ندارد يا شورا تمايل همكاري با شهردار را ندارد؟

عملكرد شهرداري شهر بن را در اين چندسال چگونه ارزيابي مي كنيد؟



پيام يك همشهري.

سلام

شهردار بن تعیین شده برادر و برای انجام تشریفات اداری معرفی شده.

آقای شهاب گزین زاده ، کارشناس حقوق، اهل روستای دیمه و کارمند شهرداری نجف آباد...
بررسی سوابق ایشون هم چندان خالی از لطف نیست...!!!
تا جایی که ما شنیدیم شهردار فعلی به دلیل عدم تعامل شورا استعفا داده.



برچسب‌ها: شهرداري شهر بن

تاريخ : شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ | 9:59 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

دومین فرماندار شهرستان بن معرفی شد.

كمال اكبريان چالشتري به عنوان دومين فرماندار جديد شهرستان بن بر كرسي فرمانداري اين شهرستان نشست.

 

نظرشما درباره عملكرد اولين فرماندار شهرستان بن  آقاي حبيب محمدي بهرام آبادي چه بود؟

و اكنون چه انتظاراتي از فرماندار جديد آقاي كمال اكبريان چالشتري داريد؟

 

برخي از مشكلات شهرستان بن كه فرماندار جديد بايد مد نظر داشته باشد و به خاطر رضاي خدا و مردم پيگير اين مشكلات باشد.

1- پيگيري مجددانه تصفيه خانه فاضلاب شهر بن

2- پيگيري جهت توسعه شهرك صنعتي شهر بن

3- پيگيري جهت استقرار هرچه سريع ادارات باقي مانده در شهرستان بن

4- پيگيري جهت رفع مشكلات تمامي روستاهاي شهرستان بن

5- پيگيري جهت اشتغال جوانان شهرستان بن كه بالاترين درصد بيكاري استان را دارد.

6- پيگيري جهت به اتمام رسيدن پروژه چهارخطه جاده شهركرد- بن - داران ، كه اكنون به ساخت مسير بن - شهركرد اكتفا گرديده است.

7- پيگيري جهت داير شدن دانشگاه پيام نور ، آزاد و يا علمي كاربردي در شهرستان بن

8- پيگيري جهت متوقف شدن احداث گاوداري درشهربن كه درجاي نامناسبي قراردارد ومورد تأييد كارشناسان نمي باشد.

۹ – پيگيري احداث جاده بن – هوره – تيران و كرون  كه اكنون به صورت خاكي وجود دارد و توسعه اين جاده ، رونق اساسي  اين شهرستان را به همراه دارد..

۱۰- پيگيري جهت افتتاح هرچه سريعتر مركز درمان بستر شهر بن با امكانات مناسب و مجهز.

۱۱- پيگيري جهت اصلاح خط مرزي شهرستان بن و سامان كه به اشتباه و يا به عمد قسمتي از زمين هاي شهرستان بن درتقسيمات كشوري جز شهرستان سامان واقع شده است.

بقیه را شما بگید...



تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ | 17:45 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

ده بن ، شهر بن ، شهرستان بن

پدربزرگم در ده زندگي مي كرد، دهي كه جمعيت آن كمتر از دهكرد و بروجن نبود و به گفته خود مسئولين جمعيت آن ده ، روزگاري پيش برابر بود با دهكرد و بروجن،

دهي كه جانانه در برابرمحمودخان افغان ايستاد تا محمودخان نتواند وارد ده شود و حتي اصفهان را تصرف كند.

دهي كه مردمانش آب را از سرچشمه هايش تا فرخشهر كنوني هدايت كردند ودرزمين هايش كشت و كار نمودند ودر برابر تجاوز به زمين هايشان ، جوابي قاطعانه دادند.

 ولي ده جا ماند از قافله ، و باز هم به شواهد اسناد و مدارك حدود 40 سال پيش به دليل عدم توجه به ده ما و نيامدن امكانات و سرمايه به ده ما ، جمعيت قابل توجهي از ده ما براي كاربه شهرهاي ديگر مهاجرت كردند و همان جا ساكن شدند. و جمعيت ده به طور ناگهاني افت كرد. و دهكرد و بروجن شدند دو شهر بزرگ اين منطقه و ما مانديم و غم بي حرمتي.

پدرم درشهر زندگي مي كرد، مردم شهرم چه خوشحال شدند وقتي دهشان به شهر تبديل شد . مي گفتند شهرداي كه بيايد كوچه ها و خيابان هايمان ديگر مهندسي و كارشناسي مي شود. ديگر محله هايمان براي بازي بچه ها پارك خواهند داشت. ديگر همه امكانات شهر در يك محل تمركز پيدا نخواهند كرد و عدالت در محله ها رعايت خواهد شد.

مي گفتند حالاكه شهري شديم ، شهرك صنعتي هم مي آيد با كارخانه ها و كارگاه هاي صنعتي مختلف، كه ديگر جوان هايمان مجبور نخواهند شد براي كارگري به شهر هاي ديگر مهاجرت نمايند. حالاكه شهري شديم جاده هايمان براي رفتن به  شهركرد و اصفهان ايمن خواهد شد. حالا كه شهري شديم منزلتمان توسط مسئولين و دست اندركاران بودجه و سرمايه حفظ خواهد شد . و حق ما را هم خواهند داد. گفتيم حالا شهري شديم تصفيه خانه فاضلاب خواهيم داشت و ديگر بهداشتي مي شويم.گفتيم حالا كه شهري شديم امكانات درماني ، بهداشتي خوبي هم براي ما خواهند داد.

ولي شهر ما جا ماند از قافله، نه كوچه و خيابان هايمان مهندسي شد. و نه عدالتي نمايان.محله هاي قارايال ،گلزار تپه ، قوزي ، بازار قديم كه روزگاري غير از اين محله ها ، محله هاي ديگري نبود ، وقتي شهري شديم اين محله ها و مردمانش به كلي فراموش شدند.نه پاركي ، نه ورزشگاهي ، نه امكانات تفريحي و رفاهي ، طرف شرق شهرم هنوز بدون امكانات مثل يك ده است . بچه هاي اين محله ها  براي استفاده از پارك ها و ورزشگاه ها در سرما و گرما بايد مسافتي طي كنند تا از اين امكانات در طرف غرب شهر استفاده نمايند چه عدالتي.

چندين سالي است شهري شديم ولي نمي دانيم شهرك صنعتي يعني چه و به كجا مي گويند شهرك صنعتي. و مردم شهر همجوار ما يعني شهرسامان ، چه خوب مي فهمد شهرك صنعتي را.

از وقتي كه شهري شديم چه بسيار همشهرياني را در اين جاده (بن تا شهركرد) از دست داديم .و تصفيه خانه فاصلاب شهر مان عجب تصفيه خانه اي شد . چندسالي است پروژه اش شروع شده ، ولي امان از بي حرمتي و بي غيرتي.

و هنوز ما هستيم و امكانات ناچيز يك درمانگاه بي در و پيكر و نمي دانم چرا شرم نمي كند از مردم اين شهر،  اين شرمگاه ببخشيد درمانگاه.

چرا راستش را بگويم ، همين چند وقت پيش سرمايه هنگفتي در مجتمع تفريحي گرداب بن ريخته شد. شهر اگر برسرمان آوار شود باكي نيست ، گرداب را بسازيد. گردابي كه با راه اندازي مجتمع گاوداري در بغل دست آن ، ديگر از رونق خواهد افتاد . گرداب كه هيچ ، شهر مي رود از ياد.

و من در شهرستان زندگي مي كنم. وقتي بخش مان به شهرستان تبديل شد چه بسيار خوشحال شديم. گفتيم ديگر اكنون كه شهرستاني شديم ، امكانات به همت مسئولين تمام رده ها به اين شهرستان سرازير خواهد شد. مهاجرت به شهر هاي ديگر، كم مي شود. كسب و كار و اشتغال رونق مي گيرد. با آمدن ادارات مختلف به شهرستان از مردم بومي اين شهرستان استفاده خواهد شد . شهرك صنعتي ما از بن بست خارج خواهد شد و رونق خواهد گرفت. شهرها و روستا هاي شهرستان ما از امكانات خوبي برخوردار خواهند شد.جاده ها ايمن خواهد شد.

كار پيگيري و پيشرفت تصفيه خانه فاضلاب شتاب خواهد گفت. ادارات هر چه سريع تر مستقرخواهند شد و مشكلات رفت و آمد به شهركرد از دوش مردم برداشته خواهد شد.

ولي شهرستان ما جا ماند از قافله ، و من و ديگرجوانان بخصوص دهه شصتي ها هنوز هم بيكاريم. نه شهرك صنعتي رونق گرفت ، نه بودجه اي آمد و نه سرمايه اي ، در بحث تصفيه خانه فاضلاب هنوز هم اندرخم يك كوچه ايم،

 گفتند برايمان بيمارستان ساختند، چشم و گوش مان را كه باز كرديم ديديم مي خواهند يك درمانگاه تحويل مان دهند.

ساخت گاوداري در جلوي دماغ مان متوقف كه نشد هيچ ،  بلكه آماده مي شود برا ي معطر كردن هواي شهر!!!

 فكر كنم بچه هايمان فردا در استان بن زندگي كنند ولي هنوزهم مشكلات پابرجا باشد و مهاجرت در جريان.

 

 



تاريخ : سه شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۲ | 8:38 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

رزمنده اي كه خودش گمنام ، ولي عكسش آشنا

رزمنده اي كه عكسش در كشور معروف بوده و در مراسم ها و مناسبت هاي مختلف مثل : هفته دفاع مقدس و هفته بسيج به صورت بنر در امكان مختلف استفاده مي شود،ولي كمتر كسي مي داند اهل كجاست وگمنام مانده است.

پيرمرد رزمنده حاج علیقلي علي بيگي بنی (كه مردم او را در زادگاهش به نام  «عليقلي همّت» مي شناسند) فرزند ميرزاجان متولد 1312ساکن( شهرستان بن) ازتوابع استان چهار محال و بختیاری.

ايشان طي سه دوره يكي در سال 1360 عمليات فتح المبين و در سال 1362 عمليات خيبر و در سال 1365 عمليات كربلاي پنج در دفاع مقدس حضور داشته است و داري 25 درصد جانبازي مي باشد .و هنوز هم در قيد حيات هستند.

عكس ذيل به زبان خودش:« در عمليات خيبر سال 62 در جزيره مجنون سوار بر قايق بوديم كه يك خبرنگار نيز با ما بود كه اين عكس را از ما گرفت . ايشان مي گويد: تمام رزمندگان در اين عكس از استان چهارمحال و بختياري هستند. رزمنده جواني كه كلاه مشكي بر سر دارد اهل شهرجونقان است و دو نفر رزمنده جوان ديگر اهل شهرك (شهر كيان) و چهارمین نفرشهید فردوسی اهل شهرکرد مي باشند . »

ايشان مي گويد: سال 137۱ كه امام خامنه ای(دام ظله)به استان ما سفر كردند سراغ بنده را گرفته بودند و گفته بودند به اين رزمنده بگوييد بيايد پيش من ، من هم به حضور او رفتم  وقتي من در كنار ايشان بودم از ما خيلي عكس گرفتند .كه يك  نمونه از آن عكسها را خودم داشتم كه چند سال پيش به يكي از اقوام كه در اصفهان ساكن هست دادم.»

 

عليقلي علي بيگي بني

حاج علیقلی مي گويد: سفر حج عمره مشرف شده است ولي خيلي دوست دارد سفر حج تمتع برود و چند سال هم هست كه نام نويسي كرده است و تا حالا چندين بار هم اسمش در آمده است ولي به علت مشكل جسمي و كهولت سن به او اجازه سفر به حج تمتع را نمي دهند كه اين آرزو همچنان در دل او مانده است.

حاج نظرعلي نادري بني (حاج نادر) پدرشهيد غلامعلي نادري بني كه ايشان هم اهل شهرستان بن واز فعالان فرهنگي بودند كه چند سال پيش به رحمت ايزدي پيوستند. ايشان مي گفت: متأسفانه در موزه دفاع مقدس تهران اين عكس را بزرگ قاب كرده اند و نام اين پيرمرد رزمنده را نوشته اند (رزمنده اردبيلي) چون در جبهه به زبان تركي صحبت مي كرده به اشتباه  فكر مي كنند اين رزمنده از خطه اردبيل است. ولي اكنون نمي دانيم مسئولين اين موزه اين پيرمرد رزمنده را شناخته اند يا باز هم زير آن عكس عبارت (رزمنده اردبيلي) درج شده اشت . اين رزمنده از ديار شهيد درياقلي سوراني يانچشمه اي است و بايد زير آن عكس در موزه تهران بنويسند( رزمنده بني از خطه چهارمحال)

دوستاني كه در تهران هستند اگر فرصت كردند سري به موزه دفاع مقدس تهران بزنند و سراغي از  عكس معروف بگيرند و اگر هنوزهم اين عكس در اين موزه موجود بود و نام اين رزمنده اشتباه درج شده بود ، مسئولين موزه رادر جريان قرار دهند.

كارت جانبازي حاج علیقلي علي بيگي بنی


ازراست: 1- حاج عليقلي علي بيگي بني 2- خسروسليمي بني 3-حاج محمد حسين ميرزائي بني 4- شهيد آقارضا قراخاني بني 5-


موضوعات مرتبط: رزمنده ی شهر بن
برچسب‌ها: رزمنده شهر بن

تاريخ : دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۲ | 12:25 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

يادش بخير!

يادش بخير چه دوراني داشتيم ما (دهه پنجاه و شصتي ها) ، ساده و كم توقع،با كمترين امكانات بيشترين استفاده هاي خلاقانه ،

 

يادش بخير! (تُرتُره بازي) يه تاير موتور يا دوچرخه برمي داشتيم با يه تكيه چوب تو كوچه ها مي دويدم و مي رونديم و گاز مي داديم مي گفتيم «وان ، وان ،....»

يادبخير! يه آجر بر مي داشتيم و خورجيني كه مادر با پارچه دوخته بود روش مي انداختيم و بار مي برديم.

يادش بخير! قوطي حلبي روغن بر مي داشتيم نخ مي بستيم ، مينداختيم گردنمون ، طبل مي زديم.

يادش بخير! وقتي با دخترا خاله بازي مي كرديم ما مغازه دار مي شديم و اسكناس هامون جعبه باز شدة چوب كبريت بود و پول خوردامون درب فلزي نوشابه.

يادش بخير! يه تكيه چوب بلند برمي داشتيم و يه نخ به سرش مي بستيم و سوار مي شديم و با يه تكيه چوب مي زديم و چهارنعل مي رفتيم.

يادش بخير! يه گچ برمي داشتيم يه مربع مي كشيدم با چند خط داخل آن و با بچه ها «دؤز» بازي مي كرديم.

يادش بخير! با بچه ها دو گروه مي شديم و باهم لگد (تپيك) بازي مي كرديم مثل ورزش تكواندو

يادش بخير! دوتا توپ پلاستيكي مي گرفتيم و يكي را پاره مي كرديم و و دوتا توپ را يكي مي كردم يا گاهي داخل يكي را پر از كيسه نايلون مي كرديم و توي كوچه هاي باريك و خاكي محله فوتبال بازي مي كرديم.

يادش بخير! هر وقت با بچه ها تو كوچه بازي مي كرديم و كشاورزي از باغ برمي گشت اگر ميوه اي داشت مي گفت بچه ها بيايد ميوه بدم ببريد بخوريد. ما هم اتگامونا(جلوي لباس) باز مي كرديم با صفاي كودكي.

يادش بخير! قوطي ها كمپوت و كنسرو را جمع مي كرديم يه جا و يه گله گوسفند داشتيم،داخل آغلي در خيال كودكانه.

يادش بخير! كاردستي هامون هميشه در مدرسه يك تخته پاكن با استفاده از تخته و ميخ و كلاه نمدي بود.

يادش بخير! دركوچه هاي خاكي يا هر وقت به مزرعه اي مي رفتيم « اَكين »( كشت يه محصول) بازي مي كرديم .

يادش بخير! وقتي گل بازي مي كرديم  با گل ، بز و سگ و گرگ يا گاهي چپق درست مي كرديم.

يادش بخير! گاهي بعضي ها نوشابه شيشه اي مي گرفتند و به بچه ها نمي دادند و چايي شيرين درست مي كردند مي ريختند داخل شيشه ومي گفتند بچه ها نوشابه همينه.

يادش بخير! وقتي بچگي ها گشنه مي شديم به نون روغن نباتي يا ماست مي ماليدند مي دادند مي خورديم.

يادبخير! شكر مي ريختيم داخل ماست و ماست شيرين درست مي كرديم مي خورديم.

يادش بخير! نون خشكه با خاكه قند داخل هاونگ سنگي مي كوبيديم وآرد مي كرديم ومي خورديم.

يادش بخير! كفش هاي لاستيكي! كه هر وقت پاره مي شد، سيخ داغ مي كردند و با يه تكه لاستيك ديگه وصله مي زدند.

يادش بخير! هرقت مي خواستيم از روي يه منظره اي نقاشي كنيم برگه دفتر نقاشي را نفت مالي مي كرديم ، مي گذاشتم روش و كپي مي كرديم.

يادش بخير! بازي هفت سنگ و هفت چوق و چاله و قوه (باطري)

يادش بخير! يادش بخير به كتابامون كش مي بستيم ، مي رفتيم مدرسه.

يادش بخير! بچه بوديم مي رفتيم تعزيه ، از شمر مي ترسيديم.

يادش بخير! « قُوت شانسي» كه داخلش آرد نخودچي بود با يه گلوله (گوي شيشه اي) . و اون كام هايي (شكلاتي هايي )كه شكل ماهي بود.

يادش بخير! خرمن بره كه مي دادند،  مي داديم خربزه مشهدي مي گرفتيم.

يادش بخير! قره قورت مي زديم روي ناخن انگشت شصت و مي خورديم.

يادش بخير! هروقت دوستي جايي مشغول خوردن تخمه بود. دستمون را جلوش مي گرفتيم و مي گفتيم « توكوش ، توكوش».

يادش بخير! هروقت جايي دعوايي مي شد مي گفتيم «جَر دوشده ، پيچ گوشده ، آچار فرانسه دوشده»

يادش بخير! تونیمکت ها باید چهار نفری می نشستیم حتي وسط كلاس هم نيمكت مي چيديم بعد موقع امتحان دو نفر باید می رفت زمين مي نشست.

يادش بخير! سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ

يادش بخير! تلوزيون هاي سياه و سفيد كوچيك که دو تا کانال بیشترنداشت، کانال یک و کانال دو .

 يادش بخير! با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه .

يادش بخير! تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم .

يادش بخير! اون موقع ها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم .

يادش بخير! اون موقع برگه امتحانی باید خودمون می بردیم برای امتحان که برگه های امتحانی بزرگی که سربرگشون آبی رنگ بود و بالای صفحه بزرگ نوشته بود. “برگه امتحان” که از بقال سر کوچه می گرفتیم

يادش بخير! ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزه ام بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه.

يادش بخير! روي برف دوشاب ( شيره انگور) مي ريختيم مي خورديم.

يادش بخير! مي گفتيم هركي وسطه زن اسده

يادش بخير! كرسي ، بخاري نفتي ،چراغ موشي ، چراغ علاءالدين،چراغ توري.چراغ مركبي

يادش بخير! هروقت برق مي رفت ، چراغ مركبي روشن مي كرديم و با سايه شكلك در مي آورديم.

يادش بخير! سرسره بازي تو تپه قارايال.

يادش بخير! درب چوبي خونه ها.

يادش بخير! با بچه ها نون و پنير بر مي داشتيم مي رفتيم صفا.

 يادش بخير!( اَلي جان ، ديلي جان ، قارا قابلاما كوپ)

يادش بخير!...

بقیه را شما بگید...

 


برچسب‌ها: يادش بخير

تاريخ : چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۲ | 10:38 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

عزاداري بني ها در مشهد مقدس

منبع: pesar-beni.blogfa.com


بقيه در ادامه مطلب...



برچسب‌ها: عزاداري بني ها در مشهد مقدس

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه چهاردهم دی ۱۳۹۲ | 16:19 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

خاطرات شيرين من از شهر بن

هيچوقت خاطرات شيرين اون روزها از يادم محو نميشه ، بچه سال که بوديم موقع مسافرت به سرزمين مادري از خوشحالي تو پوست خودمون نمي گنجيديم ، اينقدر خوشحال بوديم انگار دنيا را بهمون داده بودند .

چه حالي ميکرديم اي خدا ، آخه قرار بود چند روزي رو بريم بن ، گردش و تفريح ، شهريور ماه رو که نگو و نپرس ، مخصوصا موقع گردو تکوني ، باش باغ و گديک و جيغيد.

خاطرات يه کم عقب ترش رو تو ذهنم ريکاوري ميکنم ،  خدا رحمت کند اموات همه دوستان و اقوام و همشهريان عزيزم را ، آرزو به دل موندم آبّا يه روز منو سوار خر بکنه و من رو ببره باغ ، ولي اون خدا بيامرز خيلي از شيطوني هاي من عاصي بودش ، ميگفت اين پسره تخس و شيطونه .

آي خداي بزرگ چقدر زود گذشت اون روزها به خدا دلم خيلي گرفتش وقتي دارم امشب از اون روزها مينويسم .

يادش به خير در چوبي خونه آبا اينا ، وارد ميشديم طويله تو دالان ورودي خونه بودش آخ که چقدر دنبال بزغاله ها ميکرديم اون بزغاله سفيده مال من بودش و هنوز که هنوزه ميگم.

اي خدا کاش سقف آرزوهامون هميشه اونقدر بود ، اي خدا چه قشنگ يادم مونده بازي کردن تو حياط با مجتبي و مهدي و ساير بر و بچه ها ، خدايا چه طعم و عطري  داشت اون نون تازه ، تنورزيرزميني که جاش تو راهرو جلو اتاق هاي طبقه بالا خونه بودش و هنوز يادمه آنا چه نون هايي درست ميکرد و چه عطري داشت .

ميرفتيم خونه عمه جان ، تو مسير چقدر دلم ميخواست از تو دالان ها رد بشيم ،خونه اي که مشرف به کوه بن بود ، کوهي که چقدر حال ميکرديم از نگاه کردن بهش، هميشه ميگفتم تو اون اتاق سفيده در دامنه کوه چه خبره ؟ کاش ميشد برم اونجا ،آخ که چقدر عمه جانم مهربونه.

آي خدا ، هنوز قشنگ خاطرمه روزي که قيچي رو برداشتم و نخهاي دار قالي را قيچي کردم و واي خدا عمه جونم بعد که ديد و فهميد بوسم کرد و گفت فدا سرت عمه ، اين بار گذشت ولي ديگه اين کار رو نکني عمه و البته بعد ها فهميدم چه کار وحشتناکي ! کردم

خدايا صفا اون روزهايي که چقدر دلمون ميخواست موقع اومدن تخم مرغ بومي از خونه عمه بياريم و البته بيشتر صفا دل پسر عمه هاي عزيزم که نه نميگفتند  ، چه زود گذشت روزايي که ازشون خواهش تمنا ميکردم منو هم ببرن گرداب با هم ماهي بگيريم چه لذتي داشت گرداب رفتن .

چه حالي ميکرديم باهاشون ميرفتيم باغ و خدا گواهه هنوز عطر و طعم اون گوجه هاي پي اس خوشمزه اي که يه دونش آدمو سير ميکرد از يادم نرفته .

خدا جون چي ميشد بازم برگردم به اون روزا که سوار نيسان ميرفتيم باش باغ و جغيد صبح زود برا گردو تکوني ، باش باغ که يادش به خير ، از بالاي کوه که ماشين پارک ميکرد ، دونه دونه پيچ ها رو ميومديم پايين ته دره و انگار همين ديروز بود که از سرازيري سر خوردم ته دره و سرم شکست.

خدايا! چي ميشد يه لحظه برگردم به اون روزها با صفايي که با هيچ چيز قابل مقايسه نيست ، اين طرف اون طرف دنبال گردو جمع کردن و دست آخر «تاس کبابي» که هنوز طعم لذيذش زير دندونامه، همون باش باغي که دو سال قبل هم اومدم و افسوس و صد افسوس که آب نهرش که هنوز ياد خنکاي آب آن لرزه بر تنم مي اندازه ، خشکيده بود .

خدايا خيلي دلم تنگ شده برا يه ليوان آب اون قناتي که تو مسير بود و رد خور نداشت ، از مسير باش باغ رد بشيم و يه ليوان از اون آب گوارا نخوريم، به خدا تو اين سرماي خشک چه حالي ميده.

بن عزيز سرزمين مردان غيور ، افتخار ميکنم به خاکت به صفاي مردمانت افتخار ميکنم به از دو طرف «بني» بودنم افتخار ميکنم به پسوند بني فاميليم ولو اينکه متاسفانه در برخي مدارکم «نبي» شده ، ولي اينقدر اسمت برام عزيزه که پسوند شناسنامه بچه هايم نيز مزين به نام با مسمايت است .

با وجود آنکه سعادت دنيا آمدن  و سکني گزيدن در سرزمين مادري را نداشتم، ولي خودم را از خاکت ميدانم چون از بي هويتي و بي نشاني ميترسم .

بن عزيزم آنقدر برايم عزيزي که با افتخار عکس مناظر زيبايت را به دوستانم در اين شهر دودآلود نشان ميدهم و برايم چه غرور آفرين است آن هنگام که دوستانم از من گلايه ميکنند که چرا يکبارما را به آنجا نميبري .

هنوز که هنوزه له له آن روزها را ميخورم که چه زود گذشت و لحظه شماري ميکنم فرصتي دست دهد که با آمدن به آن خاک پاک آرامشي بي بديل يابم و لذتي ببرم که با چيزي قابل قياس نيست و البته دمي از هواي پاکش استنشاق کنم .


 حميدرضا نادري بني از تهران


برچسب‌ها: خاطرات شيرين من از شهر بن

تاريخ : پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۲ | 17:17 | نویسنده : جعفرنادری بنی |

دانلود شعر تركي درباره شهرستان بن

هديه اي از طرف ما به تمام همشهريان ودوستداران اين وبلاگ

جهت دانلود فايل صوتي شعرتركي درباره شهرستان بن روي لينك زير كليك كنيد


«دانلود شعرتركي شهرستان بن»





موضوعات مرتبط: دانلود شعر تركي درباره شهرستان بن
برچسب‌ها: دانلود شعر تركي درباره شهرستان بن

تاريخ : چهارشنبه چهارم دی ۱۳۹۲ | 19:15 | نویسنده : جعفرنادری بنی |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.